تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
پس به آب پاك بشويند و نمازى كنند و بگيرند سعد و گل نسرين و قصب الذّريره بكوبند و بپزند و برمىكشند . « 1 » ريش بينى اگر [ 21 - الف ] خشك بود « 2 » موم روغن از روغن بنفشه و مغز ساق گاو و موم طلا كنند و اگر تر بود هليله زرد و مازو و پيه مرغ و « 3 » روغن گل طلا كنند و ريش پليد را به صابون مىشويند . « 4 » سعد و زعفران و مرومازو « 5 » و شب « 6 » يمانى و زرنيخ سرخ كوفته و بيخته اندر مىدمند و اگر ناسور بود بگيرند انار ترش تمام نارسيده « 7 » و بكوبند با پوست و آب او نكشند « 8 » و بپزند و بگذارند تا ستبر شود و اندر سكره‌اى « 9 » مسين كنند يك شبانه روز و پس از آن انار كه كوفته باشند و آب كشيده ديگر باره « 10 » بكوبند نرم و از آن شافها كنند و بدين آب « 11 » انار كه پخته باشند آلوده مىكنند و اندر بينى مىنهند تا ناسور « 12 » بينى پاك شود « 13 » بىرنج ، ليكن به روزگار دراز . صفت طلا « 14 » بگيرند اسفيداج يك درم ، مردار سنگ سه اوقيه ،
هامش
( 1 ) . ب : مىكنند . ( 2 ) . الف : « خشك بود » ندارد . ( 3 ) . ب : به . ( 4 ) . ب : ريش بلند پيوسته بشويند . ( 5 ) . الف : مازون . ( 6 ) . ب : شبت . ( 7 ) . ب : رسيده . ( 8 ) . ب : آب آن بكشند . ( 9 ) . ب : سكرجه . ( 10 ) . ب : بار . ( 11 ) . الف : « آب » ندارد . ( 12 ) . ب : سور . ( 13 ) . ب : كند . ( 14 ) . ب : « طلا » ندارد .