پس به آب پاك بشويند و نمازى كنند و بگيرند سعد و گل نسرين و قصب الذّريره بكوبند و بپزند و برمىكشند . « 1 » ريش بينى اگر [ 21 - الف ] خشك بود « 2 » موم روغن از روغن بنفشه و مغز ساق گاو و موم طلا كنند و اگر تر بود هليله زرد و مازو و پيه مرغ و « 3 » روغن گل طلا كنند و ريش پليد را به صابون مىشويند . « 4 » سعد و زعفران و مرومازو « 5 » و شب « 6 » يمانى و زرنيخ سرخ كوفته و بيخته اندر مىدمند و اگر ناسور بود بگيرند انار ترش تمام نارسيده « 7 » و بكوبند با پوست و آب او نكشند « 8 » و بپزند و بگذارند تا ستبر شود و اندر سكرهاى « 9 » مسين كنند يك شبانه روز و پس از آن انار كه كوفته باشند و آب كشيده ديگر باره « 10 » بكوبند نرم و از آن شافها كنند و بدين آب « 11 » انار كه پخته باشند آلوده مىكنند و اندر بينى مىنهند تا ناسور « 12 » بينى پاك شود « 13 » بىرنج ، ليكن به روزگار دراز .
صفت طلا « 14 » بگيرند اسفيداج يك درم ، مردار سنگ سه اوقيه ،
هامش
( 1 ) . ب : مىكنند .
( 2 ) . الف : « خشك بود » ندارد .
( 3 ) . ب : به .
( 4 ) . ب : ريش بلند پيوسته بشويند .
( 5 ) . الف : مازون .
( 6 ) . ب : شبت .
( 7 ) . ب : رسيده .
( 8 ) . ب : آب آن بكشند .
( 9 ) . ب : سكرجه .
( 10 ) . ب : بار .
( 11 ) . الف : « آب » ندارد .
( 12 ) . ب : سور .
( 13 ) . ب : كند .
( 14 ) . ب : « طلا » ندارد .