ضمادى كنند و ببندند . « 1 »
باب 13 - اندر بيماريهاى گوش .
گرانى گوش
را استفراغ كنند « 2 » با ايارج فيقرا و حب قوقايا و بگيرند روغن سداب « 3 » يا روغن بادام تلخ كوهى با زهره گاو آميخته بجوشانند و نيم گرم به گوش اندر چكانند و روغن سداب « 4 » و شحم حنظل اندر روغن بادام تلخ بجوشانند و آن روغن اندر گوش چكانند نيز نافع بود باشد « 5 » و بگيرند انجير خشك فربه و علك و تخم از ميان او بگيرند و خردل سپيد و بورهء زرگران بكوبند و با عسل انجير « 6 » بسرشند و پنبه كنند و به گوش اندر مىنهند و روز ديگر اندر گرمابهء گرم گوش بر تابه گرم « 7 » نهند تا چيزى بپالايند « 8 » از وى . درد گوش اگر حرارتى باشد رگ قيفال زنند و بگيرند سركه سى درم ، روغن گل ده درم و بجوشانند تا سركه برود و روغن بماند « 9 » و به گوش اندر چكانند . « 10 » و اگر درد معاودت كند ببايد دانست كه آنجا بثره است . پيه
هامش
( 1 ) . ب : « و سپيده خايه مرغ . . . ببندند » ندارد .
( 2 ) . الف : « كنند » ندارد .
( 3 ) . الف : سنداب .
( 4 ) . الف : سنداب .
( 5 ) . ب : بود .
( 6 ) . ب : « انجير » ندارد .
( 7 ) . الف : « گوش بر تابه گرم » ندارد .
( 8 ) . ب : ببالايد .
( 9 ) . الف : برود .
( 10 ) . ب : اين جمله را اضافه دارد « و اگر درد بىقرار باشد بگيرند شياف ابيض كه در علاج چشم ياد كرده آمده است و اگر يك حبه افيون در روغن گل حل كرده اندر چكانند » .