تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
بازگيرد ، و همچنين رعاف بازگيرد چون آن خون از غشاهاى « 1 » سرآيد و از افراز مغز « 2 » و بصر را قوى گرداند ، و اشك را ببرد و هر رطوبتى و گرميى كه اندر چشم بود بكشد ، و آماسهاى گرم بنشاند .

اطمط

اطمط « 3 » دانه‌يى است چون فندق هندى « 4 » و قوتش به قوت بوزيدان « 5 » ماند و او تخم نيلوفر هندى است ، و گرد است چون فندق هندى ، و بدل او بوزيدان است ، وى بهك « 6 » سياه را منفعت كند ، و اندر آب پشت بيفزايد ، و او گرم است اندر درجه‌ى دوم و ترّ است اندر اوّل .

ارماك

ارماك « 7 » پوست چوبى است و او بقرفه « 8 » ماند ، و بهترينش از يمن آورند ، وى افزار شكم را قوى گرداند ، و بوى دهن خوش كند ، و طبيعت بازگيرد ، و بوى خوش دهد و بدل وى قرفه است ، و گرم است اندر درجه‌ى دوم و خشك اندر درجه‌ى اوّل .

اسفنج ابر

اسفنج ابر « 9 » ، بزنبور آشيان ماند ، و سرخ‌فامست [ و ] گردگون ، ديسقورديوس
هامش
( 1 ) - جمع غشا بكسر غين مخفف غشاء بمعنى پرده . ( 2 ) - ش : از بالا يا نزديك يا پيش مغز . ( 3 ) - مخ : اين لفظ را ببربرى اطموط و اطبوط و اطماط گويند . ( 4 ) - مخ : نامش بهندى ريتهه و بنبطى رته است ( 5 ) - بج : بر وزن روزىدان دوائى است كه از مصر آرند و به عربى مستعجل گويند . ت . ( 6 ) - بر وزن فلك : لكه صورت است كه ماه‌گير و ككمك گويند و معربش بهق است . ( 7 ) - در مخزن و تحفه ارمال و ارمالك ضبط شده و صاحب مخزن از حكيم سيد علوى خان روايت كند كه وى پوست درخت كادى است . ت . ( 8 ) - بر وزن حرفه و در عربى بمعنى پوست درخت و بلكه مطلق پوست حتى پوست انار و نارنج و امثال آنست و در اينجا بمعنى ميوهء درختى هندى است . ( 9 ) - در لغت اسفنج را بر وزن دلرنج و بمعنى ابر مرده نوشته‌اند و اينجا كه اسفنج ابر گويد مرادش اسفنج معروف بابر است .
الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 30 | احمد بهمنيار / موفق الدين ابو منصور علي الهروي