تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨

اظفار الطيّب

اظفار الطيب « 1 » دو جنس است پارسى و هندوى ، و او چيزيست به ناخن ماند و ليكن از ناخن بزرگتر است از دريا برآرند ، و گويند كه آن جنسى است كه از ماس‌ماهى خيزد ، و اندر درياى هندوستان يابند ، و باشد كه بساحل يمن و نيز بدرياى بصره « 2 » يابند ، و بيشتر ببحرين يابند و آن بهتر است كه ببحرين يابند ، و از بس آنكه ببحرين يابند مكّى بهست و مكى از جدّه « 3 » خيزد كه ساحل مكّه است ، و آن دون آنست كه از بحرين خيزد و لونش بسرخى باززند ، و گويند آن پشيزهاييست كه از پشت ماس‌ماهى خيزد ، و او گرم و خشك است اندر درجه‌ى دوم و لطيف است ، و گر زيرزن برسوزند هر وقتى كه بود حيضش فراز آرد « 4 » ، و اندر اوى اندكى قبض است ، و چون بسايند و بر ريش ترّ كنند سود دارد ، و گر وزن درمسنگى تا مثقالى از وى بخورند با شراب سنگ را در خايه بگدازد ، و آب تاختن انگيزد ، و گر بر مقعده‌يى افشانند مرطوب « 5 » رطوبت را نشف « 6 » كند ، و شرج « 7 » را قوى گرداند ، و او را بپارسى ناخن پريان گويند .

الماس

الماس سنك است و بابگينه‌ى بغدادى ماند ، و زرد و سپيد است و سپيدش بهتر است ، و هر چون « 8 » كه باشد سه سو « 9 » باشد ، و همه سنگها را قهر كند « 10 » ، و ضدّ
هامش
( 1 ) - جسمى است صدفى كه به فارسى ناخن پريان و ناخن خرس و ناخن بوبا و نوعى از آن را ناخن ديو گويند . ت . ( 2 ) - خليج‌فارس . ( 3 ) - بضم اول بر وزن سده شهريست در ساحل درياى يمن كه بندر مكه محسوب مىشود ، و بفتح جيم غلط مشهور است . ( 4 ) - از فراز آوردن بمعنى گشودن و باز كردن . ( 5 ) - بجاى اين لفظ در كتب ديگر كلمهء « رطب » را به كار مىبرند چه از فعل لازم وزن مفعول بنا نكنند مگر در صورتى كه بحرفى متعدى شده باشد . ( 6 ) - بفتح اول بر وزن وصف : برچيدن و به خود جذب كردن . ( 7 ) - بفتح اول و ثانى : حلقهء دبر كه از هم باز مىشود و بهم مىآيد و گشاده و تنگ مىگردد . ( 8 ) - ش : هرگونه و هرطور . ( 9 ) - ش : سه‌گوشه و مثلث . ( 10 ) - يعنى هيچ سنگ او را نشكند و بر همه سنگها فره و غالب آيد و آنها را مقهور كند .