درجهى پنجم نيز بودى تا دفع مضرّت اين چهارم درجه كردى ، و ليكن هرآن چيز كه اندر درجهى چهارمست به آخر آن مردم را هلاك كند بيك لحظه اگر بخورند يا بدارو به كار برند ، و چيزى نيابند كه دفع مضرّت آن كند ، پس از چهار طبائع هرچه يا بى خالى نبود گرم و سرد و ترّ و خشك ، و تر و خشك از گرم و سرد پديد آمده است ، و بدان كه نشايد كه فرع را فضلى باشد بر اصل ، چنانك حكيمان روم همىگويند كه بعضى دارو يا غذا گرمست اندر درجهى اوّل خشكست اندر درجهى دوم ، و اندرين ايشان بغلط افتادهاند و حكيمان هند بر صوابند و من راه حكيمان هند گرفتهام ، از آن جهت كه دارو آنجا بيشترست ، و عقاقير « 1 » آنجا تيزتر و خوش تر و همّت آن مردمان باستقصا « 2 » اندر حكمت بالغترست ، و ديگر هرچه اندر اين شش اقليم « 3 » بابند از دارو و از غذا همه به آن يك اقليم موجودست جز سه چيز و آن سه چيز را نيز بدل بجايست ، از آن نيكوتر بفعل و بقوّت از آن نافعتر ، از آن سه يكى گل مختومست « 4 » و بدل آن گل گنگى « 5 » است ، دوم روغن بلسانست « 6 » و بدل وى روغن كاذيست « 7 » ، سيم عود الصّليبست « 8 » و بدّل اوى سنگ بنارسى « 9 » است ،
هامش
( 1 ) - جمع عقار بر وزن عطار بمعنى دارو عموما و داروى نباتى خصوصا .
( 2 ) - به نهايت و آخرين حد رسانيدن بحث و تحقيق و رسيدگى .
( 3 ) - اقليم بكسر همزه عرفا بمعنى قطعهى وسيعى از زمين است كه بنام از قطعات ديگر ممتاز باشد و بدين معنى اقليم هند و اقليم شام و اقليم مصر و غيره توان گفت و در عرف قدماى اهل هيئت يك قسمت از هفت قسمت معمورهء زمين است و بدين معنى اقليم هند نتوان گفت بلكه بايد گفت هند از اقليم چهارم ، و مؤلف در استعمال اين كلمه تسامحى نموده و دو معنى را مخلوط كرده است . تع .
( 4 ) - گل مهر برنهاده كه طين مختوم و طين كاهنى نيز گويند . تع .
( 5 ) - ظاهر اينست كه گنگ بر وزن جنگ است نام رودى است در هندوستان . تع . چنين مستفاد مىشود كه نوعى از گل بوده است كه در حدود رود گنگ بوجود مىآمده و گنگ رودى است در هندوستان كه هندوان آن را متبرك و مقدس مىشمرند .
( 6 ) - بفتح اول و ثانى نام درخت مشهورى در مصر كه از برگش روغن كشند . تع .
( 7 ) - گياهى خوشبو در بلاد عمان . به دال مهمله « كادى » نيز ضبط كردهاند . تع
( 8 ) - قسمى از گياه موسوم به فاوانيا . تع .
( 9 ) - منسوب به بنارس كه شهرى است از هندوستان .