و سنگ بنارسى به از عود الصّليبست ، از قبل آنكه چون يك سال بر عود الصّليب برآيد قوّتش بشود و به كار نيايد ، و اين سنگ را فعل هميشه بجاى باشد ، و آن ديگر داروها كه بهندوان « 1 » موجودست اندر اين ديگر اقليمها نيابند . و اين كتاب را بر حروف هجى « 2 » بنا كردم تا بازجستنش آسان بود و ترجمهاش « 3 » روضة الانس و منفعة النّفس كردم ، و لقبش كتاب « الابنية عن حقايق الأدوية » نهادم ، خداى ما را و شما را توفيق دهاد بر همه اعمال خيرات بحقّ محمّد و إله .
هامش
( 1 ) - ش : هندوستان .
( 2 ) - بكسر اول و جيم بياء زده در عربى معنى گفتن و شمردن حروف است و حروف هجى حروف الفبا را گويند . تع .
( 3 ) - ترجمه در اينجا بمعنى نام و عنوان حاكى از صفت و حالت است . تع .