[ مقدمه مولف ]
بنام ايزد بخشايندهء بخشايشگر
سپاس باد يزدان دانا و توانا را كه آفريدگار جهانست . و دانندهى آشكار و نهانست ، و رانندهى چرخ و زمانست ، و دارندهى « 1 » جانورانست ، و آورندهى بهار و خزانست ، و درود بر محمّد « 2 » مصطفى كه خاتم پيغامبرانست ، و آفرين بر اصحاب اوى و اهل بيت و گزيدگان اوى و درود بر همهء پيغامبران ايزد و همه فريشتگان و همه پاكان كه اختيار « 3 » و اولياى خداى عز و جل بودند ، و خلق را براستى پند دادند و بيزدان راه نمودند « 4 » ، و طريق « 5 » مبطلان « 6 » برنوشتند و بساط حق بگستردند . و آفرين بر همه نيكوكاران كه از هواى اين جهانى پرهيز كردند و توشهى آن جهان برداشتند و عمر اندر رضاى ايزد بگذاشتند .
آغاز كتاب ( و تأليف وى و نام و ترتيبش « 7 » ) باب چنين گفت حكيم ابو منصور موفّق بن على الهروى كه من كتابهاى حكيمان پيشين و عالمان طبيبان محدث « 8 » همه بجستم و هرچه گفته بودند بتأمّل نگه كردم
هامش
( 1 ) - ش : برپاىدارنده و حافظ .
( 2 ) - نص . اين كلمه محو شده و لا يقرأ است و بقرينه و حدس خوانده شد .
( 3 ) - اين كلمه در عربى مصدر است و بمعنى برگزيدن و در منشآت فارسى و عربى بمعنى برگزيده و مختار نيز استعمال شده است و در تركى عثمانى پير مقابل جوان را اختيار گويند .
( 4 و 5 ) - نص . اين دو كلمه نيز محو شده و لا يقرأ است و از روى قرائن و تامل در شبحى كه از آن مانده است خوانده شد .
( 6 ) - جمع مبطل بر وزن مسهل و بمعنى اهل باطل .
( 7 ) - نص . عبارت در زير آغاز كتاب به خط و قلمى غير از خط و قلم كاتب اصل است .
( 8 ) - بضم ميم و فتح دال بمعنى تازه بوجود آمده و در اينجا بمعنى معاصر و متاخر مقابل پيشين و متقدم است