كردم « 1 » به شرحى تمام از بهر آنكه اين كتاب شريفتر از آنست كه مختصر بايد كرد .
و فعلها و كار راندنش و قوّت و منفعتش از درجهى اوّل تا آخر درجهى چهارم « 2 » هريك را كه منتهاى همه غذاها و داروها و زهرهاست ، كه حكيمان هند گفتند كه هرچه اندر عالمست از چهار قسمت بنشود « 3 » ،
قسمى ازو اندر درجهى اوّل بود و آن غذا باشد و قسمى اندر درجهى دوّم بود ، و قسمى اندر درجهى سيم بود و آن قسم كه اندر درجهى دوم بود همغذا بود و هم دارو و آن قسم كه اندر درجهى سيم گفتيم جز دارو نبود ، و آن قسم كه اندر درجهى چهارم باشد چون زهرها بود ، و هر چيزى كه اندر تن مردم كار كند بر چهار قسمتست جنسى از وى اندر درون و بيرون تن كار كند بمنفعت چون گندم كه اندر شكم غذاست ، و چون بر بيرون نهى جراحتها را بپزاند و جنسى دگر اندر شكم صلاح كند و بيرون فساد ، چون سير كه چون بخورند حرارت غريزى را قوى كند ، و چون بر بيرون طلا كنند « 4 » بجاى زهرها كار كند ، و جنسى آنست كه چون بخورند زهرست و چون بر بيرون طلا كنند ترياكست « 5 » چون مرداسنگ « 6 » و زنگار « 7 » و آنچه بدين ماند ، و جنسى آنست كه از برون و از اندرون زهرست ، چون بيش « 8 » و هلهل « 9 » و قرون سنبل « 10 » و اندر عالم چيزى نيست كه آن را منزلت اندر آخر درجهى چهارمست كه آن شايد كه بخورند ، يا شايد كه بدارو به كار برند ، چنان كه يونانيان گفتهاند و حكماى روم ، از قبل آنكه آخر درجها اينست و گر چنان بودى كه ايشان گفتهاند « 11 » بايستى كه
هامش
( 1 ) - ش : بيان كردم ، واضح و معلوم ساختم .
( 2 ) - براى شناختن درجات به تعليقات رجوع كنيد .
( 3 ) - ش : بيرون نباشد ، تجاوز نكند .
( 4 ) - ش : بمالند . تع .
( 5 ) - بفتح و كسر اول پازهر و ترياق . تع .
( 6 ) - بضم اول مادهيى است كه از سرب مىسازند و در مرهمها به كار مىبرند و آن را مردهسنگ هم گويند .
( 7 ) - بفتح اول زنگ مس .
( 8 ) - بيخى است مهلك شبيه بما پروين كه جدوار باشد . تع
( 9 ) - بر وزن بسمل زهرى كه در ساعت بكشد و هيچ ترياق مقاومت با آن نكند و آن را هلاهل بر وزن منازل هم گويند . تع
( 10 ) - نوعى از بيش . تع
( 11 ) - از اين عبارت چنان مستفاد مىشود كه حكماى روم و يونان گفتهاند آنچه را كه در آخر درجهء چهارم است مىتوان خوردن يا مانند دارو به كار بردن .