همه بريان كرده ، و او جراحتها را سر بگشايد چون بكوبند و اندر شير كنند ، و بر او نهند ، و ريم بكشد و پاك كند و او گرم است اندر درجهى اوّل ، و خشك اندر اوّل درجهى اوّل ، و رطوبتى فضلى لعابى دارد .
مازريون
مازريون « 1 » انواع است گرم است اندر آخر درجهى سيم ، خشك اندر سيم و اندر او تيزى و قبض است ، و بهترش آن بود كه برگش بزرگ و تنك بود ، و امّا آنكه برگش خرد و سطبر بود ، يا تنك « 2 » و دراز ، يا جعد « 3 » بود بد باشد ، و قوّتش چون قوّت شبرم « 4 » است بل قويتر از او ، كه اسهال عنيف « 5 » كند ، و بايد كه به مقدار خورند ، و بصلاح نيايد تا آنگه كه قوّتش نستانند و گر بىاصلاح خورند ، قى و اسهال و غم و كرب « 6 » انگيزد ، و خاصيتش اسهال بلغم و سودا و آب زرد « 7 » است ، و اصلاحش آنست كه دو روز اندر سركهى ثقّيف « 8 » آغارند ، و هر روز آن سركه بيرون همى ريزند ، و نو باز همىكنند سه راه « 9 » هر روز ، و پس از آنجاى بردارند و اندر سايه بخوشانند « 10 » پس نه خرد بكوبند ، و بروغن گل يا بروغن بادام يا بنفشه يا روغن شيره ، پس اگر از بهر آب زرد خورند با او بيخ سوسن آسمانگون « 11 » يار بايد كرد با توبال « 12 » مس و اسارون و سكبينج و نمك هندى و هليلهى زرد ، و تخم كرفس و
هامش
( 1 ) - درختى است شيردار به قدر درخت سماق و سه قسم است . ت .
( 2 ) - نص : تاتنك .
( 3 ) - بر وزن رعد : پيچيده و درهم .
( 4 ) - بذيل صفحهى 202 رقم 4 رجوع شود .
( 5 ) - ش : سخت و شديد .
( 6 ) - بر وزن حرب : غم و اندوه و رنج و تعب .
( 7 ) - صفرا كه زرداب هم گويند .
( 8 ) - ش : تند ، بسيار ترش .
( 9 ) - ش : سه نوبت ، سه بار .
( 10 ) - ش : بخشكانند .
( 11 ) - ش : برنگ آسمان ، آسمانىرنگ ، آبىرنگ .
( 12 ) - معرب توفال يا تفال ، ريزههايى كه از مس يا آهن تفته بهنگام كوبيده شدن جدا شود و به اطراف ريزد .