ماهى زهره
ماهىزهره « 1 » گرم است و خشك اندر درجهى سيم اسهال رطوبتهاى غليظ كند ، و نقرس و وجع المفاصل و عرق النسا را ، و درد پشت و كونسته را نيك بود و ماهى را مست گرداند ، و بر سر آب افكند چون در آب افشانند و او بخورد .
ميويزج
ميويزج « 2 » گرم است و خشك اندر درجهى سيم سوزنده است ، گر را بكند و شپش بكشد ، و داءالثعلب و دا الحيّه ببرد ، و چون با مصطكى بخايند ، رطوبتهاى غليظ را از مغز بكشد و گر خردگى از او بخورند قى آرد ليكن مخاطره است كه بكشد ، خاصيّتش خلطها از سر بكشيدن است ، و مضرتش بسپرز است ، و اصلاحش عاقرقرحاست ، و بهترش سياه است شربتى از او يك درم است .
مسح البالى
مسح البالى « 3 » را چون « 4 » بسوزانند ، و بر مقعدهى بيرون آمده افشانند باز جاى برد .
مرارات
مرارات « 5 » جمع زهره بود ، و همه زهرهيى آب را كه اندر چشم همىآيد
هامش
( 1 ) - پوست گياهى شيردار شبيه بشبرم مايل بزردى و با اندك حدت شبيه پوست كبر معربش ماهيزهرج .
( 2 ) - معرب مويزك كه او را زبيب الجبل ( مويز كوهى ) نيز نامند .
( 3 ) - مسح بكسر اول بر وزن ملح بمعنى پلاس و بالى بمعنى كهنه است و مسح البالى كه بعبارت صحيح المسح البالى يا مسح بالى بايد گفته شود پلاس و گليم كهنه را گويند .
( 4 ) - نص : چون چون .
( 5 ) - جمع مرارة بكسر اول بمعنى زهره .