آماسشان بنشاند ، و سعال را كه از رطوبت بود ببرد و طبيعت ببندد بدان قبضى كه دارد ، و ابو ماهر « 1 » گويد كه برگ مصطكى ميانه است اندر سردى و گرمى ، تجفيف كند ، و عصارتش چون بخورند اختلاف خون را كه از زير آيد و اسهال را كه از ضعف معده بود ، و ضعف معده را كه از رطوبت باشد سود دارد ، و چون بر مقعدهى بيرون آمده مالند باز جاى برد ، و روغن مصطكى گرم است و قابض آماس بن دندان و دردش را منفعت كند ، و مضرتش بمثانه بود و اصلاحش زعفران است ، و بهترش سپيدتر است ، و شربتى از او نيم درمسنگ است .
مو
مو « 2 » گرم است و خشك اندر درجهى دوم ، لطيف است عسر البول را نيك بود بخورند و بر زهار طلا كنند .
مرزنجوش
مرزنجوش « 3 » را عبقر « 4 » است ، و او گرمست و خشك اندر درجهى دوم ، لطيف است تحليل كند ، و صداع را سود دارد كه از سردى و بلغم بود چون بوى كنند ، چون اندر آب بپزند و بر سر ريزند يا اندر روغن بپزند ، و آن روغن را بوى كنند و خاصيتش آنست كه معده و جگر را سود كند ، و صفار آرد ، و اصلاحش
هامش
( 1 ) - كنيهء طبيبى است كه بايد شناخته شود .
( 2 ) - بفتح يا ضم ميم و تشديد واو ريشهء گياهى است شبيه بشبت كه در سركه مىپرورند و مىخورند و خوردنش را بدون سركه زيانآور دانند .
( 3 ) - معرب مرزنگوش از رياحين خوشبوست كه در باغچهها مىكارند و معروف است .
( 4 ) - در نص « عبفز » نوشته شده و صحيحش عنقز است بر وزن عنصر كه با الف و نون زايد عنقزان نيز گويند و نامى از مرزنگوش است . [ اما بنا بضبط مخزن عنقر است براء نه عنقز بزاء نقطهدار ] .