مقل مكّى
مقل مكى « 1 » سرد است و خشك اندر آخر درجهى اوّل معده قوى گرداند و رودگانى ، و طبيعت ببندد ، و آمدن خون را منع كند .
ماميثا « 2 »
ماميثا « 3 » سبز بهتر بود و فراخبرگ ، و بر اين وصف از شام بيش خيزد ، و مزاجش سرد است و خشك اندر درجهى دوم ، و اندر او قبض است ، آماسهاى گرم را سود كند ، خاصه در چشم ، و ديسقورديوس گويد اصل او گياهى است ، او را بشافه كنند ، و اشتقاق نام أوى از زنى گرفتند ، زنى رومى راهبه كه نام او ماميثا « 2 » بود ، و آن زن دانست اوّل اين گيا را ، و چشم خويش را دارو كرد پس مردمان بشناختند ، و بنام او بخواندند ، و اين را اندر كوهها يابند ، برگى است سخت فراخ و گرد ، و گلى دارد كه به گل خشخاش ماند .
مشكطرامشير
مشكطرامشير « 4 » بهتر آن بود كه با سرخى و زردى زند ، و قوّت و مزاجش
هامش
( 1 ) - ميوهء درختى است شبيه بنخل كه به عربى دوم بر وزن يوم و به فارسى ددوم بر وزن هجوم و ظلوم گويند ، ميوهيى شيرين و زمخت و خشن و مأكول است .
( 2 ) - نص : ماميتا .
( 3 ) - در نص ، ميتا نوشته و آن گياهى است شبيه بخشخاش بحرى و معروف بخشخاش مقرّن بر وزن مزين ، تخمش سياه و باندازهء كنجد است . ماميتا در نص بتاء دو نقطه نوشته شده و مابثاء سه نقطه كه در كتب معروفه نوشته مىشود نوشتيم .
( 4 ) - بكسر ميم و كاف و فتح طاء و ميم دوم ، حرف آخرش مطابق ضبط مآخذ ديگر عين است ( مشكطرامشيع ) و در اين كتاب در همه جا براء نوشته شده و بهر صورت لغتى نبطى و بقولى پهلوى است و آن قسمى از پودنهى كوهى است .