تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
بود پاك بكند ، و كلف را نيك بود چون بر او طلا كنند ، و پنير آب همه علّتهاى سودايى را سود كند و گرّ و خارش را ، و امّا جبنى شكم ببندد و خلطى غليظ انگيزد ، و سدد اندر جگر آورد ، و سنگ اندر كلى و اما زبدى « 1 » معتدل است اندر حرارت و برودت ، و منزلتش منزلت زيت خوش تازه است ، سعال را سود كند ، و درشتى از سينه ببرد ، و ياورى دهد چيزى را كه از گلو برافتد و منفعت كند ريشهاى زشت را چون بر او طلا كنند ، و هر شيرى كه بود لابد بر جوهرش جوهرى از اين سه‌گانه غالب بود ، يكى آنست كه جبنى بر او غالب بود ، و يكى را مايى و يكى را زبدى ، و مقدار هريك از اين سه‌گانه بر شير غلبه گيرد بحسب طبع آن جانور كه از او خيزد ، و بحسب غذا و اختلافش ، و بحسب اختلاف اوقات سال ، و بحسب وقت دورى و نزديكى زادنش امّا از قبل طبيعت جانور شير گاو است ، و بر او جبنى غالب است و جوهر دسم « 2 » ، از قبل آنكه غذاش بيشتر از دگر غذاهاست و از معده ديرتر بشود ، و امّا شير شتر غالب بر او جوهر مايى است از آن قبل زودتر از معده برود ، و غذاش كمتر از دگر شيرهاست و اطلاق شكم بيشتر كند ، استسقا را منفعت دارد چون با بول اشتر بيك جاى بياميزند و بخورند كه اسهال آب زرد كند ، و امّا شير بز ميانه است ، اندر ميان شير اشتر و آن « 3 » گاو است ، از قبل آنكه اين جوهرها همه اندر او معتدل است و امّا شير اسب و خر ميان شير بز و اشتر است ، و ليكن شير خر بشير بز نزديكتر است ، و شير اسب بشير اشتر نزديكتر و شير خر بيمارى باريك را نيك بود ، و خداوند سل را چون تازه بخورد اندر وقت كه بدوشند ، و زهرها را بازدارد و بهتر همه شيرها و بيشتر منفعتش شير مردم تندرست است
هامش
( 1 ) - منسوب بزبد يا زبدة بر وزن زهد يا عمده بمعنى كره و مسكه و زبدى همان ماده و جوهر چربى است كه دسمى هم گفته است . ( 2 ) - بفتح اول و ثانى بر وزن قسم ، چربى و بفتح اول و كسر ثانى بر وزن كتف ، چرب . ( 3 ) - ش : و شير گاو است .
الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 281 | احمد بهمنيار / موفق الدين ابو منصور علي الهروي