هم سود دارد ، و هركه دندان كلب الكلب بر بازو بسته بود هرگز او را سگ نگزد و سرگين سگ گرم است و خشك اندر درجهى سيم ، جلا كند ، و ذبحه « 1 » را سود دارد كه از رطوبت بود ، خاصه كه سگ را استخوان خورده آمده بود « 2 » ، و آن سرگين را بسايند و اندر گلوى وى دمند ، و بيرون طلا كنند ذبحه ببرد ، و ريشهاى عفن را از رودگانى پاك كند چون با شير بخورند ، و قولنج را سود كند چون با آب بخورند آب گرم .
كماشير
كماشير « 3 » صمغى است بجاوشير « 4 » ماند ، گرم است و خشك اندر آخر درجهى سيم ، حيض فراز آرد ، و كودك را از شكم بفكند و آب زرد بيارد .
كدر
كدر « 5 » دارويى شريف است آبله را بگشايد ، گرم است و خشك اندر درجهى دوم ، و بدل وى ريوند « 6 » صينى است نيم وزن اوى ، و ثلث وزن وى كافور رياحى « 7 » ، و دانگى از وزنش گشنيز خشك بايد .
هامش
( 1 ) - بضم اول بر وزن تحفه بذيل صفحهى 77 رقم 2 رجوع شود .
( 2 ) - نص : آمد بود .
( 3 ) - فر : بر وزن تباشير صمغ درختى كوهى . مخ : بضم اول : در ماهيتش اختلاف ليكن صمغ بودنش مورد اتفاق است .
( 4 ) - فر : صمغى است دوايى . مخ : صمغى است بدبوى ظاهرش سرخ تيره و درونش سفيد آن را جواشير و گواشير هم مىگويند .
( 5 ) - فر : بر وزن قمر رستنى كادى كه خوشبوى و براى آبله نافع است و كادى را مىنويسد نبات خوشبويى است از درختى . مخ : كاذى و كادى را به عربى كدر گويند ليكن كدر فارسى است نه عربى .
( 6 ) - بذيل صفحه 165 رقم 4 رجوع شود .
( 7 ) - بذيل صفحهى 272 رقم 6 رجوع شود . نص : رباحى .