تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
گرفته‌ى تب را ندهند ، و كسى را كه زود صداع آرد زيان كند ، و قولنج را و بيماريهاى سرد را ، و آن را كه اندر افزار شكم غلظتى باشد و آن را كه اندر معده يا اندر رودگانى باد بود ندهند كه زيان كند خاصّه دندان « 1 » خورده را ، و بن دندان سست كند ، ازاين‌جهت گويند كه هركه شير بخورد بايد كه به شراب و انگبين مضمضه كند تا بن دندانهايش بشويد ، و او را علّتى نيارد ، و هركه را قراقر اندر شكم بود هم زيان كند ، و آن را كه تشنگى بسيار كند زيان دارد ، و كسى را كه صفرا غالب بود ، و ديگر اختلاف است اندر طبع شير به آن لون كه كنند ، كه باشد كه شير را بكرنج بپزند يا بگاورس « 2 » يا بگندم و جز آن ، و بر اين‌گونه دير از شكم بشود و سدد انگيزد و اندر كلى و مثانه سنگ آرد ، و از دگر لون آن بود كه بپزند و اندر اوى آهن گرم درافكنند يا سنگ سخت گرم ، تا مايتش « 3 » بچيند ، آن هنگام غذايى بود نيك كسى را كه شكم همىبراند شكم ببندد ، و گر اندر معده تبشى بود ساكن گرداند ، و ليكن با آن نيز دير گوارد ، و اندر شير دگر اختلاف است برحسب آن جانور كه دارد ، و برحسب سال جانور و برحسب غذاش ، و برحسب وعده‌ى زادنش و اين‌همه لونها را مرجوع با سه جوهر آيد ، و تركيبش از سه جوهر بود ، يا جبنى « 4 » بود يا مايى « 5 » ، يا دسمى « 6 » ، امّا مايى خلطها را گرم بكند ، و لطيف گرداند ، و طبيعت نرم گرداند و افزار شكم پاك كند و اين بىگرمشى كند و ريشهايى را كه با ريش و ريم
هامش
( 1 ) - در نسخه‌ى اصل اين كلمه بقسمى نوشته شده است كه ديدان هم مىتوان خواند و ديدان جمع دود است بمعنى كرم چون حيتان و حوت . ( 2 ) - بفتح واو دانه‌يى است از ارزن ريزه‌تر و رنگش اغبر و در واقع نوع ريزه‌ى ارزن است ، معربش جاورس است . ( 3 ) - صورت كتابتى است از مائيتش . ( 4 ) - منسوب بجبن بر وزن عنق و قفل و عتل بمعنى ماده و جوهر پنيرى . ( 5 ) - منسوب بماء بمعنى ماده و جوهر آبى . ( 6 ) - منسوب بدسم بر وزن قلم بمعنى ماده و جوهر چربى .
الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 280 | احمد بهمنيار / موفق الدين ابو منصور علي الهروي