تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩

باب على حرف الّلام

لبن

لبن « 1 » شير است ، و او را ميل باعتدال است ، ليكن با سردى و رطوبت ميل بيش كند ، و تن فربه گرداند چون صافى و پاكيزه بود ، و اندكى جلا دارد ، و خوشبوى بود و ترّ گرداند تن را ، و علتهاى تيز را از تن منع كند ، و كيموسهاى بد را براند ، و بيماريهاى باريك را منفعت دهد ، و سعال خشك را ، و حرقة البول را ، و كسى را كه بنگ خورده باشد « 2 » يا ذراريح « 3 » و دگر زهرها ، و رمد را نيك بود كه از نزله‌هاى گرم باشد ، و آماس پلك چشم ببرد ، و طرفه را سود كند چون با مرّ به كار برند ، و دردهاى چشم و گوش بنشاند كه از گرمى و خشكى بود ، و ريش مثانه را نيك بود چون بازخورند ، يا با حليل « 4 » بازافكنند ، و همه ريشها را كه اندر چشم بود سود كند كه با توتيا « 5 » به كار برند ، و خوانيق را و لوزتين « 6 » را منفعت دهد چون به دو غرغره كنند ، و خشك‌اندامان را غذا دهد ، و تنشان باز اعتدال « 7 » آرد و اندر خون و منى بيفزايد ، و زود مستحيل « 8 » شود ، ازاين‌جهت گرم
هامش
( 1 ) - بفتح لام و باء بر وزن حسن جمعش البان چون بدن و ابدان . ( 2 ) - نص : خورد باشد . ( 3 ) - جمع ذروح بر وزن قدوس و سبوح جانوركى سرخ با نقطه‌هاى سياه و زهردار كه به فارسى كاغنه بضم غين و كاغنو بر وزن آرزو و عروسك و كفشدوزك گويند . ( 4 ) - بكسر همزه بر وزن انجيل . ( 5 ) - بكسر تاء ثانى معرب دود يا از داروهاى چشم مخصوصا قسمى از آن كه توتياى كرمانى گويند . ت . ( 6 ) - تثنيه لوزه بمعنى بادام يا بادامك دو پاره گوشت است در دو طرف حلق نزديك لهات يا ملازه . ( 7 ) - نص : بار اعتدال . ( 8 ) - ش : مبدل شده ، دگرگون شده .