تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
بگشايد ، و پنير ترّ بهتر كه زودتر از معده برود و از رودگانى از آن نرمى كه اندر اوست ، و پنير كهن بد بود خاصه كه تيزى اندر اوى آمده بود « 1 » ازيرا كه اندرين پنير مايى هيچ‌چيز نمانده باشد « 2 » و تيزى خرشه بستده بود « 3 » ، پس تشنگى كند ، و صداع آورد ، و سدد اندر جگر آرد ، و سنگ اندر كلى ، و هرچه بتازه‌يى نزديكتر بهتر ، و هرچه كهنتر ديرگوارتر ، و تشنگى بيش انگيزد و صداع و اندر پنير تفاوت است از قبيل آن جانور كه از او بود ، و پنير كهن را چون به آب پايه « 4 » اندر كنند و بر خنازير طلا كنند بگشايد ، و گر بر بندگشاى مزمن « 5 » نهند گرم گرداندش و دردش بنشاند ، و پنير كهن را چون به آب بكوبند با شراب كهن و بر جاى ماركشته « 6 » نهند دردش بنشاند ، و پنير كهن اندر معده بسيار بپايد ، بايد كه با انگبين صعترى خورند ، و اين انگبين قوىتر كه دگر انگبين‌ها و پنير كهن را چون بريان كنند ، و با نان اندر تنور خشك كرده بخورند شكم ببندد و افزارهاى شكم را قوى گرداند ، و پنير ترّ سرد و ترّ است اندر درجه‌ى دوم ، و پنير كهن گرم و خشك اندر درجه‌ى دوم ، و على ربن « 7 » گويد كه پنير كهن گاز هوام را منفعت كند و منفعتى بسيار ، و چنين « 8 » گويد
هامش
( 1 ) - نص : آمده بود . ( 2 ) - نص : نماند باشد . ( 3 ) - نص : بستد بود . ( 4 ) - آب پاچه است به اين قرينه كه در مخزن همين خاصيت را براى پنير كهنه با ماء اكارع نوشته است . ( 5 ) - بندگشاى در اين جمله بمعنى درد مفاصل است و مزمن بضم ميم اول و فتح ميم ثانى مبتلا بزمانت يعنى بىحسى و از كارافتادگى و اما بكسر ميم ثانى بمعنى بدرازا كشيده و طولانى است . ( 6 ) - مارزده و در جاى ديگر از اين كتاب كشتن بمعنى گزيدن آورده شده است ، بذيل صفحه‌ى 14 رقم 7 رجوع شود . ( 7 ) - على بن ربن طبرى مؤلف فردوس الحكمه كه در عصر معتصم عباسى مىزيسته و بعد از سال ( 158 ) وفات يافته است . ( 8 ) - در نص جنين و در چاپى چنين نوشته شده و محتمل است كه حنين باشد و حنين بر وزن حسين ، پسر اسحاق عبادى طبيب مشهور متوفى در سال 260 كه داراى تأليفات سودمند بوده و كتبى از يونانى به عربى ترجمه كرده و از آن جمله است كتاب اقليدس .