قولانى
قولانى « 1 » جويست از هندوستان آرند ، قوّتش بقوّت فاونيا ماند .
قليه
قليه « 2 » گرم و تيز است سوزنده ، گرّ و بهك و برص را سود كند چون با سركه بر او طلا كنند ، گرم و خشك است اندر درجهى سيم .
قردمانا
قردمانا « 3 » شيرينه را نيك باشد و صرع و ربو و فالج و لقوه را ، و حبّ القرع را بيارد ، و گاز كژدم را نيك بود ، و گرّ ببرّد چون با سركه بر او طلا كنند .
قاقلى
قاقلى « 4 » گرم و خشك است اندر درجهى اوّل ، اسهال آب زرد كند ، و ادرار بول و شير كند برفق و شربتى از آبش سيك رطلى است تا دو سيك ناجوشيده ،
هامش
( 1 ) - اين نام در مآخذى كه در دست است يافته نشد .
( 2 ) - صورتى است از قليا و آن محرف قلى بر وزن الى و بر وزن جسم است ( * ) كه در خراسان شخار و در شيراز قليا و در كرمان كليا گويند و آن مادهيى است كه از احراق اشنان بدست مىآورند .
( * ) عين نوشتهء مرحوم بهمنيار است و ظاهرا بر وزن مكرر شده و جسم هم جسمى منظور بوده است .
( 3 ) - بتثليث قاف و كسر دال گياهى است شبيه بكرويا و گويند نوع برى كروياست .
( 4 ) - بكسر قاف دوم و تشديد لام و الف مقصوره و نيز بضم قاف دوم و كسر لام بر وزن كابلى گياهى شبيه باشنان كه با ماست و شير مىخورند و شتر بدان راغب است و آن را به فارسى شوره گياه و شابانك و به عربى حمض گويند .