قفر اليهود
قفر اليهود « 1 » بهترين وى فلسطينى باشد سياه و برّاق ، و او گرمست و خشك اندر درجهى دوم ، آماسهاى سخت را بگشايد ، و جراحت تازه بهم آرد .
قير « 2 »
قير « 3 » را قوّت بقوّت قفر نزديك است ، و او گرمست و خشك نيز و لطيف .
قنابرى
قنابرى « 4 » تربد است « 5 » و گورغست « 6 » و گرمست و خشك اندر درجهى اوّل ، و لطيف است ، جلا كند و تقطيع ، و آب بيخش چون ببينى بازافكنند رطوبتهاى غليظ از معده آرد ، و زخم هوام را سود كند چون بر جاى گزيده نهند و آبش طبيعت براند .
هامش
( 1 ) - قفر بر وزن جفر اسم جنس قار ( * ) و عرق الجبال كه موميايى باشد و قفر اليهود را از بحيرهى يهوديه از اعمال فلسطين آورند .
( * ) به خط مرحوم بهمنيار تار هم خوانده مىشود .
( 2 ) - اين عنوان در « نص » نبود و مطالب ذيل آن متصل بمطالب عنوان سابق نوشته شده است بدون رسم علامتى فارق .
( 3 ) - بر وزن شير مادهيى است سياه و مايل بسرخى كه با آب گرم از زمين مىجوشد در حين بر آمدن سيال است و پس از ماندن سخت مىشود و نزديك است بقفر اليهود .
( 4 ) - بضم قاف و كسر باء گياهى است كه در اول بهار مىرويد و تا آخر آن فصل مىماند برگش شبيه بكاسنى با اندك تلخى وحدت گلش سفيد و ريزه تخمش شبيه بخردل در غلافى به قدر نخود در هر غلاف چهار دانه .
( 5 ) - ظ - پژند و تربد تحريف يا تصحيف كاتب است .
( 6 ) - در كتب لغت فارسى ورغست و برغست بر وزن سرمست ضبط شده است نه گورغست .