كرفس
كرفس « 1 » گرم و خشك است اندر درجهى دوم ، صرع را بد بود ، و سدد بگشايد و بادها براند ، و ادرار بول و حيض آرد ، و باه انگيزد ، گند دهان ببرد ، و وقتى كه بيم كژدم بود نبايد خورد و آن دگر هوام و كرفس رومى را فطر اساليون « 2 » خوانند ، و او لطيفتر و بالغتر است ، سنگ در كلى و خايه خرد بكند ، و تخم كرفس ادرار الحيض آورد ، و كودك مرده را بيرون كشد و صفار آورد ، و اصلاحش انيسون است ، و تازهتر بهتر ، و از او شربتى دو درمسنگ است ، و فطر اساليون ادرار حيض كند خفقان « 3 » آرد ، و اصلاحش انيسون است و بهترش تازهتر است و هر دو مصروع « 4 » را بد است ، و صداع را نيز ، و بايد كه با كاهو و گشنيز بياميزند تا خداوند صرع ايمن باشد و نيز صداع نبود ، و تخمش استسقا را نيك بود و تب بلغمى را خاصه با آب رازيانه ، يا با تخمش .
كرنب
كرنب « 5 » نبطى و برّى و بحرى است ، و قنبيط « 6 » و موصلى « 7 » است و كرنب « 8 » اينهمه گرم و خشك است و تيز ، و سودا آرد ، و خواب بيهده ليكن سينه و گلو را نيك بود ، و شكم نرم كند ، و مستى سبك گرداند ، و جراحتها بپزاند و
هامش
( 1 ) - معرب كرسپ گياهى است خوردنى و معروف كه اقسام بسيار دارد .
( 2 ) - بذيل صفحهى 247 رقم 6 رجوع شود .
( 3 ) - به دو فتحه : تپش دل .
( 4 ) - مبتلا بصرع .
( 5 ) - بضم كاف و راء و سكون نون و نيز بفتح كاف و راء و سكون نون كلم كه از بقول خوردنى و معروف است .
( 6 ) - بضم قاف و فتح نون مشدد نوعى از كلم بستانى است و اين لفظ ظاهرا معرب است نه عربى و عامه قرنبيط گويند .
( 7 ) - نسبت بموصل بر وزن موعد و آن شهرى است از دياربكر .
( 8 ) - ش : همه اين كرنبها كه ذكر شد .