قلندس
قلندس « 1 » سنگ آبگينه است ، و گرم و خشك است اندر درجهى سيم ، خون را كه از زير همىآيد و رعاف را ببرّد ، و ذكر او خود كرده شد اندر حديث سنگها اندر باب حا .
قاتل ابيه
قاتل ابيه « 2 » گرم است و خشك اندر درجهى اوّل ، سعفه را و سحج را كه اندر رودگانى باشد سود كند ، و مغص سخت را ببرد ، و معده را زيان كند و اصلاحش كثير است ، و شربتى از او يك درم است .
قرطاس
قرطاس « 3 » سوخته گرم است و خشك اندر درجه اوّل ، سعفه و سحج رودگانى را منفعت كند ، و خون را كه از زير آيد ببرّد و آن بينى نيز .
قطن ،
قطن « 4 » گرمتر از كتّان است ، و تن را ملازمتر دارد ، و دانهى او گرم و نرم است ، اندر آب پشت بيفزايد ، و كسى كه خواهد كه تنش فربه شود ، بكوبد و آب بر وى زند و اندكى شكر و آرد و روغن بادام شيرين يا روغن شيرهى تازه با او بياميزد و بخورد تن را فربه كند .
هامش
( 1 ) - حركات اين كلمه مجهول الضبط است .
( 2 ) - گياهى است شبيه بردى كه به فارسى پيزر گويند و بدسگان و بدسغان و بدشگان و بدشغان هر چهار بر وزن دبستان .
( 3 ) - بكسر اول كاغذ كه معروف است .
( 4 ) - بضم اول پنبه كه معروف است .