جصّ
گل جصّ « 1 » سرد و خشك است چون با سركه بر سر طلا كنند رعاف بنشاند ، و بر استخوان شكسته و آزرده طلا كنند منفعت دارد .
جبسين
گل جبسين « 2 » تجفيف كند و بپيوندد ، و منع كند خون شريان را چون با سپيدهى خايه و موى خرگوش طلا كنند ، و چون بسوزند لزوجتش بشود ، تجفيف بيش كند .
طرخون
طرخون « 3 » گرم و خشك است ، نان بگوار برد و معده قوى گرداند ليكن چون بسيار خورى دير بگوارد ، و فولس « 4 » چنين گويد كه وى معده را بد بود و دير گوار است ، و از دو جوهر مخالف مركب است ، و عاقرقرحا بيخ طرخون دشتى است ، گرم و خشك است اندر درجهى دوم ، رطوبت از اندامهاى داخل بكشد و چون به دو غرغره كنند رطوبت از دماغ بكشد و مغز پاك كند ، و بلغم از گلو بياهنجد « 5 » ، و چون با سركه بسايند و بر دندان نهند درد دندان كه از سردى بود بنشاند ، و لرز را و آجيش « 6 » را كه با كاليوى « 7 » بود سود كند ، چون بكوبند و اندر زيت كنند
هامش
( 1 ) - بر وزن نص معرب گچ و بكسر جيم هم آمده است .
( 2 ) - بفتح و كسر جيم : سنگ گچ كه از آن گچ مىپزند .
( 3 ) - معرب ترخانى كه سبزيى معروف و خوردنى است و آن را غرمانوش بفتح غين گويند .
( 4 ) - بذيل صفحهى 21 رقم 7 رجوع شود .
( 5 ) - از مصدر آهنجيدن بمعنى كشيدن و بيرون كشيدن .
( 6 ) - سياق مطلب معنى قشعريره و بهم كشيدگى پوست را بذهن مىآورد .
( 7 ) - گيجى و سرگشتگى از كاليو و كاليوه بمعنى گيج و سرگشته .