طاليسفر
طاليسفر « 1 » گرم و خشك است اندر درجه دوم ، خلفه را و ريش رودگانى و بواسير و خونى را كه از زير آيد ببرد ، و او خوشبوى و لطيف است قبض دارد ، و در آن داروها به كار برند كه شكم ببندد .
طرفه
طرفه « 2 » سرد و خشك است ، و چون طلا كنند ببرگش آماسهاى گرم را سود كند ، و گر بپزند و به آبش مضمضه كنند درد دندان ساكن كند ، و گر آن شراب كه اندر او برگش پخته باشند طلا كنند سپرز را باز جاى برد ، و او سرد است و خشك اندر درجهى اوّل ، جلا كند و پاك گرداند بىتجفيفى كه ديدار « 3 » بود و اندر اوى قبض است از آن قبل درد سپرز را سود كند چون برگ و چوبش به سركه بپزند و بر جاى سپرز طلا كنند هم دردش بنشاند و هم آماس وى ببرد ، و خاكسترش نيز تجفيف كند سخت و جلا كند ، و آبله را سود دارد و دودش نيز ، و گوشت بن دندان سخت گرداند ، و ميوهى او را جزمازج « 4 » گويند سرد و خشك است اندر درجهى دوم خونى را كه از زير آيد بازبرّد و آماس سپرز را سود كند - چون به سركه بپزند و بر او طلا كنند ، و اين ميوه بمازو ماند ، و مضرّتش آنست كه گرّ آورد ، و اصلاحش كثير است ، و آن بهتر كه سرخرنگ باشد شربتى از او دو درمسنگ است .
هامش
( 1 ) - بفتح فا : در ماهيتش اختلاف است و گويند پوست درختى است هندى با اندك خوشبويى وحدت صلبتر و ضخمتر از دارچينى .
( 2 ) - بر وزن صرفه تحريفى است از طرفا مخفف طرفاء بر وزن حمراء و آن درخت گز است كه چندين صنف است .
( 3 ) - ش :
نمايان و آشكار .
( 4 ) - بفتح اول و حرف پيش از آخر معرب گزمازك و گزمازو و وجه تسميه اينست كه ميوهى طرفا شبيه بمازوست .