گرميى را سود كند چون ترّ بكنند و بر او طلا كنند و آن را كه قبرسى و مختوم سود كند اين نيز سود كند .
مغره
و گل مغره « 1 » سرد و خشك است قابض ، و مر آماسهاى گرم را چون طلا كنند منفعت دهد ، و چون بخورند كرم را اندر شكم بكشد ، و چون وى را طلا كنند بر تن با سركه و نوشادر آتش بر تن كار نكند اگرچه اندر آتش روى عمدا .
قيموليا
گل قيموليا « 2 » رخام گل است و او هرچند صافىتر و برّاقتر بود بهتر باشد ، و او سرد و خشك است ، آماسها را سود كند كه طلا كنند .
حرّ
و گل حرّ « 3 » قى را منع كند و سر معده قوى گرداند ، و ترّى وى بچيند ، و محمد بن زكريا « 4 » گويد گل حرّ اين گل است كه خورند ، اندر جگر سدد انگيزد و فساد مزاج كند ، و ليكن فم معده قوى گرداند ، و وخامت طعام ببرد ، و منش گردا بنشاند .
هامش
( 1 ) - بر وزن رقبة و رحمة عربى است و صاحب مخزن بنام طين احمر ضبط كرده گويد خاكى است سرخ و تيره با چسپندگى كه به فارسى گل سرخ يزدى گويند و در فرهنگ عربى است كه مغره گلى سرخرنگ است كه با آن رنگ كنند و ظاهرا خاك سرخى است كه در جزيرهى قشم معدن دارد .
( 2 ) - گلى است كه اطفال بر تختههاى مشق مالند و سه قسم است يكى سفيد براق كه بوى كافور دهد ديگرى بنفش چرب و لزج و ديرشكن و ديگرى سياه كه از اندلس آورند .
( 3 ) - خاك آزاد كه خاك رست گويند يعنى خاك خالص از رمل و مواد غريبه و بعضى گفتهاند خاكى است سبكدست و خالص و بسيار سبز چون ريحان كه از سيراف مىآورند و آنها كه گل خوردن به عادت كردهاند مىخورند .
( 4 ) - بذيل صفحه 47 رقم 8 رجوع شود .