گرم را باوّل حال سود دارد ، و همچنين اوّل نقرس « 1 » را ، و بجمله هركه را سردى خواهى كه كند بابتدا ، وى سردى دهد و خنك گرداند ، و ريش آتشسوز را نيك بود ، و سحج رودگانى را منفعت كند ، چون اندر آب لسان الحمل « 2 » به كار برى .
قبرسى
قبرسى « 3 » را بهترين خوشبوىتر بود آنكه زبان بگيرد چون زبان به دو باززنى و زبان از او بدشوارى بتوان رهاندن ، و او نيز سرد و خشك است ، و اندر او قبض معتدل است و خون كه از بر همىبرافتد بازگيرد ، و حيض بازبرّد نيز و ذوسنطاريا « 4 » كه اندر جگر و رودگانى باشد و ريش رودگانى را سود كند خواهى بخور خواهى حقنه كن ، و چون درمسنگى از او بخورى با مطبوخ و گلاب سرد زهرها را سود كند ، و ريشهاى زشت را چون به آب رزّه « 5 » و آب پرپهن « 6 » طلا كنى خشك گرداندش .
هامش
( 1 ) - بذيل صفحهى 24 رقم 3 رجوع شود .
( 2 ) - نباتى است كه به فارسى بارتنگ و در بعضى ولايات بارهنگ گويند . ت .
( 3 ) - منسوب بقبرس بر وزن عنصر نام جزيرهيى بزرگ و معروف در بحر الروم و در محاورهء فارسى بكسر قاف و راء گويند و در مخزن بفتح اول و ثانى بر وزن نترسى ضبط كرده است و گل قبرسى گلى است سرخ و چسبنده و خشبوى كه چون بشكنند در اندرونش رگهاى زرد بينند و چون بدست بمالند دست را رنگين كند .
( 4 ) - بذيل صفحهى 11 رقم 2 رجوع شود .
( 5 ) - بر وزن مزه : عنب الثعلب كه به فارسى سكانگور و روباهتربك و تاجريزى گويند و آن ميوهى نباتى است ميان درخت و گياه ، شيرين و لزج و زرد مايل بسرخى و در خوشه .
( 6 ) - بر وزن نسترن خرفه و تورك كه به عربى دجله و بقلة الحمقا و فرفخ گويند و فرفخ ظاهرا معرب پرپهن است .