باب على حرف الضّاد
ضرو
ضرو « 1 » صمغ داريست بمكّه كه آن دار را كمكام « 2 » خوانند و گويند كه جنسى است از لادن « 3 » و قوّتش قوت لادن است ، اندر طيب به كار برند ، جلا كند و تحليل ، و از عمق تن بكشد بسطح بدن و گرم و خشك است اندر درجهى دوم ، و شكم بستن و قلاع را نيك بود .
هامش
( 1 ) - بكسر اول است و بفتح اول بر وزن سر و نيز گفتهاند
( 2 ) - بفتح اول : درخت ضرو و آن درختى بزرگ است شبيه بدرخت بلوط كه صمغش حصى لبان است كه عامه حسن لبه گويند .
( 3 ) - بفتح دال يا ذال رطوبتى غليظ و چسبنده و خوشبوى كه از ساق و برگ درختى كوهى حاصل مىشود .