شيطرج
شيطرج « 1 » گرم و خشك است اندر درجهى سيم ، وجع المفاصل و برص و بهك و همه علّتهاى سرد را سود كند .
شجرة البق
شجرة البق « 2 » سرد و خشك است اندر درجهى اوّل ، جراحتهاى تازه فراهم آورد ، و آن علت را كه پوست بازافكند پاك كند چون با سركه بود ، و چون پوست اين دار بكنى و جراحت تازه به دو ببندى فراهم آرد و هيچ داروى دگرش يار نبايد بدان .
شاذنج
شاذنج « 3 » سرد و خشك است اندر درجهى دوم و ناشسته سرد و خشك است اندر آخر درجهى دوم ، ريش چشم را سود كند ، و درشتى پلكش ، و آماسهاى گرم را كه در چشم باشد چون بسپيدهى خايه بسرشى و در چشم كشى ، و برافكندن خون را چون بخورند ، و بر سينه طلا كنند نيك بود و چون بسايند تا همچون گرد شود آن ريشها را كه گوشت زيادة رسته بود « 4 » سود كند .
هامش
( 1 ) - بر وزن بىحرج معرب چيترك هندى يا شيتره و شيترك فارسى كه به عربى مسواك الراعى و به فارسى بيخ برنده نيز گويند .
( 2 ) - درخت موسوم به « دردار » كه دارون و سفيددار و سفيدار و درخت پشه هم گويند زيرا در جوف ميوهاش پشه متكون مىشود و نوعى از غرب است .
( 3 ) - بفتح دال و نون معرب شادنه كه سادنه هم گويند و به عربى حجر الدم و حجر الطور و حجر هندى و آن نوعى از سنگ است كه به شكل عدس و گاورس و بالوان مختلف يافته مىشود و بهترين همه سرخ عدسى شكل است كه شادنج مصرى گويند .
( 4 ) - نص : رست بود .