تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
يتوع « 1 » ، اسهال سود او بلغم كند ، جگر و معده را زيان كند ، و اندر او قبض است و تيزى ، و اسهالى قوى كند ، و او را شيرى هست چون شير يتوع ، استسقا را منفعت دهد ، و كسى را كه قولنج بود با آنكه اندر شيرش خير نيست ، و بهترش آن بود كه از نصيبين « 2 » خيزد ، و رنگش با سرخى زند تنك و سبك بود و بپوستى اندر نوشته « 3 » ماند ، و آنكه بضدّ اين بود يعنى كه غليظ و گست « 4 » رنگ باشد خطّها بر او كشيده آن بتر شبرمى است ، ضررى عظيم آرد چون كرب و مغص ، سر معده را بگيرد ، و كسى كه وى را خواهد خوردن بايد كه شباروزى اندر شير آغارد ، و اندر هر دو ساعتى آن شير بريزد « 5 » ، و دگر شير تازه باز جاى كند تا ضررش بازدارد ، پس از شير بيرون آرد ، و اندر سايه خشك گرداند ، و چون خواهد كه بخورد ابا انيسون و رازيانه ، و زيره‌ى كرمانى و هليله خورد تا آن مضرّتش بازدارد ، و گر كسى را خواهى دادن كه قولنج بادى بد باشدش ، بايد كه با مقل و سكبينج و اشق « 6 » بحب كنند ، و گر نيز اندكى سرگين گرگ اندر او كنند منفعتش بسيار شود او اسهالى نيك كند ، و گر كسى را دهى كه استسقا باشدش چون از شير بيرون آورده و خشك كرده باشى سه روز اندر آب كاسنى و رزّه و رازيانه آغارى ، پس آن عصارة بگيرى و خشك گردانى بعد از آنكه از نمك هندى و هليله‌ى زرد ، و صبر اندكى با وى آميخته باشى « 7 » كه مستسقى را اين منفعتى عظيم بازدهد ، و اسهال آب كند .
هامش
( 1 ) - بر وزن صبور و تنور : گياه شيردار و جمعش يتوعات است . ( 2 ) - بر وزن يكى بين نام شهرى از بلاد جزيره در راه موصل بشام و نام شهرى در ساحل فرات موسوم بنصيبين روم و نام قريه‌يى از حلب . ( 3 ) - ش : بهم پيچيده . ( 4 ) - بر وزن دست : زشت و بد . ( 5 ) - معرب اشه بضم اول كه در فارسى اوشه و در عربى اشج و وشج بتشديد جيم و وشق و لزاق الذهب گويند و آن صمغ نباتى است . ( 6 ) - نص : بربزد . ( 7 ) - نص : آميخت باشى .
الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 203 | احمد بهمنيار / موفق الدين ابو منصور علي الهروي