دهن النارجيل
روغن نارجيل گرمكننده است ، نيك بود كسى را كه باهش نقصان آورده بود « 1 » آزموده و غايت است باه را .
دهن حبّ الأترج
روغن دانهى ترنج سود كند بواسير را چون بر او طلا كنند ، و با زهرها برابرى كند چون از او نيم درمسنگ بخورند با پنجه درمسنگ شراب .
دهن قشر الأترج
روغن پوست ترنج گرم و خشك است ، حرارتى قوى دارد ، همه بيماريهاى سرد قوى بلغمى را سود كند ، و عصب را كه سرد و سست شده باشد منفعت دهد ، و نيز درد كلى و مثانه را كه از سردى بود ، و درد دندان را نيز كه از سردى باشد چون بر او طلا كنى ، و صداعى كه از سردى باشد همه را منفعت كند و چون بر جايى طلا كنى كه موى دير برآرد زود بروياند ، و گر بر شرج كون طلا كنى بواسير را كه باشد منع كند .
دهن حبّ الحنظل
روغن دانهى حنظل فالج و لقوه و خدر و رعشه و تشنّج را سود كند ، و همه رطوبتها را و امتلا را ، خاصه سست شدن عصب را ، و همه بيماريهاى سرد را نيك بود ، و بهترين آن باشد كه از پوست بيخش بگيرند كه آن بجاى روغن بلسان كار كند ، و تازهتر بهتر بود .
هامش
( 1 ) - در نص : آورد بود .