دهن الفجل « 1 »
روغن ترب گرم است و لطيف ، تحليل كند و درد گوش را كه از سرما و باد بود سود كند نيك و اين روغن بجاى روغن خروع بييستد « 2 » ، و ليكن از او گرمتر است و هرچه كهنتر بهتر .
دهن الخردل
روغن اسپندان گرمتر از بزر است و غليظتر نيز ، و همه رطوبتها را نيك بود « 3 » .
دهن البزر الكتّان « 4 »
روغن بزر كتّان گرم و خشك است در درجهى دوم .
دهن الحبّة الخضرا
روغن حبّة الخضرا « 5 » سنگ از مثانه بيرون كشد ، و همه رطوبتها را نيك بود .
دهن الفستق « 6 »
روغن پسته گرم و نرم است ، و سينه و شش را نيك باشد و روغن فندق همچنين .
دهن البلسان
روغن بلسان گرم و تيز است فالج و لقوه و استرخا و رعشه و خدر و تشنّج
هامش
( 1 ) - فجل بر وزن عنق و قفل : ترب .
( 2 ) - صورتى است از « بايستد » كه همزهاش بقياس بر همزهء بيفتد و بيندازد بدل بيا شده است .
( 3 ) - در « نص » بعد از اين كلمه در آخر سطر يك كلمهء « دهن » نوشته شده و زايد است .
( 4 ) - در « نص » چنين نوشته شده و صحيح آن « دهن بزر الكتان » است .
( 5 ) - حبة الخضرا ميوهء درخت بطم است كه به فارسى بن و عامه بنه گويند و نوعى از ان شاهبن يا شاهبنه ناميده مىشود و به عربى ضر و بكسر ضاد گويند .
( 6 ) - بر وزن عنصر و جندب : معرب پسته .