تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣

باب على حرف الخاء

خمر

جالينوس گويد كه غرض اندر خمر خوردن دو چيز است : يكى خرّمى دل و دوم منفعت تن ، و خمر موافقتر است از همه چيزها بتن‌درستى نگاه داشتن چون استعمالش به مقدارى معتدل كنند كه وى حرارت غريزى را قوى گرداند و بيفزايد و اندر همه اندامها بپراكند ، و تن را قوى كند ، و خرمى و نشاط انگيزد ، و مردى آرد ، و خلطهاى مرارى « 1 » را موافق بود ، و ببولشان بيارد و به عرق ، و سودا را سود كند كه تن را گرم بكند ، و ترّى دهدش ، و طبيعت را نرم دارد ، و اندامهاى اصلى را نرم كند ، و خشك اندام را فربه كند ، و رنجگى بافراط را بنشاند ، و تن بيمارخيز « 2 » را باز عادت برد ، و اندر شهوت طعام بيفزايد ، و طعام را بگوار برد ، و با خويشتنش بكشد تا به همه اندام برساند ، و مر رطوبت آب را همچنين ، و بادها براند ، و اين‌همه آن‌وقت كند كه او را باعتدال خورند ، و مستى نكنند كه مستى اندر اندام بسيار مضرّت آورد ، اوّل چيزى فساد ذهن كند و خرد ببرد نيز و قوّت نفسانى را سست كند ، از قبل آنكه رگها پر شود ، و ميان مغز نيز ، و حرارت غريزى را بر سر آرد ، و سردش گرداند پس چون مدام مستى كنى از او سكته خيزد و فالج و سستى اندام و سبات و صرع و رعشه و تشنّج ، و با اينكه گفتم خمر را فعل اندر تنها گوناگون است ، همچنان‌كه طبع مردمان نيز گوناگون است ، و هم طبائع خمر نيز مختلف است به خودى خويش از آن قبل كه وى را
هامش
( 1 ) - اخلاط صفراوى و سوداوى را مرارى گويند و مرار بكسر اول جمع مرة است و مرة به دو خلط يا دو قوه صفرا و سودا گويند . ( 2 ) - تنى كه از بيمارى برخاسته و در حال ضعف و نقوه يا نقهت است .