خل
خل « 1 » سركه است او عصب را زيان كند ، و تجفيفى قوى كند بقبضش و بسردى و خشكى و ترشى ، و اوى از دو جوهر مركّب است هر دو مختلف يكى جوهر گرم و دگر جوهر سرد ، و هر دو جوهر لطيفند و جوهر سرد اندر اوى از گرم قويتر است و بيشتر ، و او تن بگدازاند ، و قوّت ببرد و منى را بكاهد ، و سودا انگيزد و معده را دباغت كند ، و صفرا و خون را بگسلد ، و آماس اسپرز بنشاند ، و شهوت طعام بگشايد ، و گوشت بن دندان سخت كند ، و درد دندان بنشاند ، و خون از زير ببرد و هر طعامى را كه به دو بپزند لطيف گرداند ، و حرارت گوشت را ببرد سرد و خشك گرداند ، صفرايى را شايد و كسى را كه مزاجش گرم بود ، و شكم ببندد ، و سرد و خشك است اندر درجه سيم .
خرنوب
خرنوب « 2 » شامى گرم است اندر درجهى اوّل بقول جالينوس ، و خشك اندر درجهى دوم ، تازه از او معده و سر را بد بود ، و ادرار البول آرد ، و برگ و ميوهاش تجفيف كند ، و اندر ميوهى وى اندكى حلاوت است ، و چون خشك شود طبيعت ببندد ، و چوترّ باشد طبيعت بگشايد ، و خرنوب نبطى سرد و خشك است اندر درجهى دوم ، و بنزديك بعضى از طبيبان اندر درجهى سيم و قبضى كند قوى ، شكم ببندد ، و چون اندر آب بپزند آنگه اندر آن آب نشينند آنكه مقعدهاش برون آمده باشد يا رحمش باز جاى برد ، و خون حيض ببرّد ، و معدهى سست را قوى گرداند .
هامش
( 1 ) - بفتح خاء و تشديد لام است و جمعش خلال بكسر اول .
( 2 ) - بضم اول بر وزن عصفور و آن را خروب بفتح خاء و تشديد راء نيز نوشتهاند . ت .