حجر المغنيسا نوعين « 1 »
حجر المغنيسا « 2 » دو نوع است ذهبى و فضّى « 3 » و هر دو قوّت دهد چشم را و جلا دهد سخت و كشندهى خونند ، و بگشايند و رمهار او كه به دو سرمه كنى نيك بود ، و اندر مرهمها به كار آيند ، و گشايندهاند هر دو و گرم و خشك اندر درجهى دوم .
حجر اليشم « 4 »
حجر اليشم « 5 » خاصيت آن دارد كه منفعت كند درد معده را كه از گردن اندر آويزى ، و نوفل « 6 » گويد كه از اين سنگ مخنقهيى « 7 » بكنى از گردن درآويزى و بگذارى ديرگاه تا آنگه كه برسد بفمّ معده ، نفع كند درد معده را نفعى نيك ، و راطا « 8 » گفت كه يشم نافع است اصحاب جذام را و سموم قاتل را ، خاصه آنكه سپيدتر بود و او سرد و خشك است اندر درجهى اوّل .
حجر الاثمد حديد
حجر الاثمد « 9 » سنگ سرمه بود ، و او منفعت كند آن گرمى و رطوبت را كه در
هامش
( 1 ) - اين كلمه در عنوان زايد مىنمايد و اگر هم زايد نباشد بايد ( نوعان ) باشد نه ( نوعين ) .
( 2 ) - سنگى است كه به فارسى رنگ كاسه گويند و كاسهگران ظروف را با آن رنگ كنند و شيشهگران كوبيدهء آن را بر سنگ شيشه در حال گداختن مىپاشند تا صاف گردد .
( 3 ) - بعض ديگر اين سنگ را بذهبى و فضى و حديدى و نحاسى تقسيم كردهاند بعضى هم بپنج نوع تقسيم كردهاند .
( 4 ) - نص : اليشم .
( 5 ) - سنگ يشم كه حجر اليشف و حجر اليشب نيز مىنويسند . ت .
( 6 ) - بر وزن جوهر اسم خاص است .
( 7 ) - مخنقه بر وزن مكنسة : گردنبند و قلاده .
( 8 ) - نام خاص است .
( 9 ) - بكسر همزه و ميم سنگى است كه آن را كحل اصفهانى و كحل سليمانى و كحل جلا و كحل و سرمه بطور مطلق نيز نامند .