بپشمى به زير برگيرى اندر آب مورد آغشته خون بازگيرد و معقدهى سست شده را سخت كند ، چون اندر نبيذ كهن آغارى و مرد اندر آن نبيذ نشيند .
حزنبل
حزنبل « 1 » جنسى است از بهمن سپيد ، خفقانى را كه از سردى خيزد سود كند ، دل را قوى گرداند ، شهوت جماع بجنباند ، و گرم و خشك است اندر درجهى اوّل ، زخم هوام و همه گزندگان را سود كند .
هامش
( 1 ) - عربى است و در فرهنگ عربى بر وزن سفرجل ضبط شده است ليكن صاحب مخزن بضم و فتح اول و ضم زا و با ضبط كرده و چنين وزنى در اسمهاى خماسى عربى معهود نيست .