تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
كه بر گرسنگى نخورند ، و بناشتا و بر خمار نخورند ، و بر طعام دهان سوزنده نخورند و بر عقب جماع نخورند ، و از پس رنجگى بسيار نخورند ، و بر سر نان نخورند و چندان نخورند كه بر معده سنگى « 1 » گردد الا كه خواهد كه علاج كند ، و هركه مدام نبيذ خورد نبيذ بر طبع او بپايد چنان كه كرم سركه يا كرم روغن كه بقاشان با سركه و روغن بود و خمر انگورى و زبيبى است و عسلى و تمرى ، و دوشابى ، و فقاع « 2 » هم از جنس خمر است و نيز آنكه از جو بگيرند و آن دگر جنسها ، و اين‌همه اجناس شراب گرم است ليكن بعضى را درجه بگرمى بيشتر است ، امّا خمر را مزاج گرم و خشك است ، ليكن تازه بود و كهن‌تر ، و آنكه تازه بود حرارتش از درجه‌ى دوم بيشتر نبود ، و اندر زود و دير فشاردن تفاوت است ، و او دل قوى گرداند ، و با زهرها بكوشد ، و شوخها را ببرد ، و مادّه‌هاى بد از رگها بكشد و به پوست افكند ، پس از پوست به عرق بيآورد ، و قوىتر اجناس شراب سرخ و روشن بود خوشبوى و كهن و خوش‌طعم ، و شراب سپيد ادرار - البول آرد ، و شراب سياه خونى سياه انگيزد سودايى ، و اندر رگها سدد آورد و شراب زبيبى و عسلى معده را قوى كند ، و ترّى از وى بچيند ، و بهر علتى كه از بلغم خيزد سود كند ، و نبيذ قصب شكر طبيعت نرم كند ، و قولنج را سود دارد و بادها براند ، و نبيذ خرماى كهن نيز قولنج را منفعت كند و مر بواسير را ، و طبيعت نرم كند ، و نبيذ دوشابى نيز ، طبيعت نرم گرداند ، و ليكن خونى بد آورد ، و مجاريها ببندد و چون بسيار خورى لرز آرد و وجع المفاصل و تبهاى عفن و سكته و صرع و تشنّج و سبات ، و سر همه نبيذها خمر است ، و او گرم است همه اندامها گرم كند ، و خونى درست انگيزد ، و بوى بول و غايط خوش گرداند خاصه كه سيكى ريحانى بود .
هامش
( 1 ) - مخفف و بمعنى سنگين . ( 2 ) - بضم فا و تشديد قاف در لغت بمعنى شراب جو نوشته‌اند و در كتب صيدله اطلاق بر بوزه شود و آن شرابى است كه از انواع حبوب از قبيل جو و برنج و ارزن و ذرت و نان سفيد با نعناع و كرفس و از مويز و خرما و شكر و عسل گرفته مىشود و گاهى فلفل و سنبل الطيب و قرنفل و سداب و امثال آن نيز بر آن اضافه كنند .