تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩

حجر الرّحا

حجر الرّحا « 1 » آماسها بنشاند ، و سلطان خون را ببرّاند ، و بايد كه اندر آتش نهند تا گرم شود پس سركه بر وى ريزند ، و مرد ببخار وى فراز ايستد كه آن خون را نيز كه از زير همىآيد ببرد .

حجر اليرقان

حجر اليرقان « 2 » يكى مهره‌ى زرد است برنگ يرقان ، و چون حكيمان خواستند كه وى را بشناسند برفتند و بچه‌ى پرستو را روى زرد كردند ، چون مادرشان بازآمد و بچه‌ى خويش را روىزرد ديد گمان برد كه آن از يرقان است برفت و آن سنگ را از كوهى بياورد به آن ناحيت ، و اندر خانه‌ى خويش بنهاد ، حكيمان برفتند و اين سنگ برداشتند و بر وى آويختند كه وى را يرقان بود به شد ، و ديسقورديوس چنين گويد كه وى ميوه‌ى داريست كه آن دار را يرقان گويند و او سنگى گرد است سخت و مدوّر ، و دگر حكيمان گويند او ميوه‌ى دارى است بسرنديب « 3 » كه بدار زيتون ماند ، و آزموده آمده است يرقان را از خاصيتى كه اندر اويست نه از قبل طبع .

حجر السّنباذج « 4 »

حجر السنباذج « 5 » سنگى است كه اندر او جلاى قوى است ، دندانها را جلا دهد ، و منع كند پستان كنيزكان را از بزرگ شدن چون بر او طلا كنند از پيش وقت نگذارد كه بزرگ شود ، و او سرد و خشك است اندر درجه‌ى دوم .
هامش
( 1 ) - ترجمه‌اش سنگ آسيا و آن سنگى است سياه و متخلخل مانند اسفنج و باصلابت كه از جبال شرقى حلب خيزد . ( 2 ) - ترجمه‌اش سنگ زرده يا زردى و آن را حجر الخطاطيف هم مىگويند و خطاطيف جمع خطاف است بر وزن رمان بمعنى پرستو . ( 3 ) - بفتح سين و راء جزيره‌يى است بزرگ در اقصى نقاط جنوبى هند . ( 4 ) - نص : السنباذح . ( 5 ) - ش : سنگ سنباده . ت .
الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 119 | احمد بهمنيار / موفق الدين ابو منصور علي الهروي