حجر الأرمنى
حجر الأرمنى « 1 » سودا را اسهال كند و داثعلب را سود دارد ، و همه علّتهاى سودايى را ، و اسهال برفق كند ، و شربتى از وى از دانگى تا نيم درم بود ، و بدل وى سنگ لاژورد « 2 » است .
حجر الّلاژورد
حجر اللاژورد « 3 » اسهال بلغم كند و آن سودا ، و برص و بهك سپيد را سود كند ، و بدلش اندر اسهال بلغم و سودا هموزنش حجر ارمنى است و سيكى از وزنش حبّ النيل .
حجر المسن
حجر المسن « 4 » چون به آب بسايند و بر پستان كنيزك جوان زن طلا كنند منع كند كه از پيش وقتش « 5 » بزرگ شود ، و همچنان خايهى كودكان را منع كند كه بزرگ گردد ، از قبل آنكه اندر او قوّتى است كه خشكى و سردى نمايد .
حجر البحرى
حجر البحرى « 6 » سنگى سپيد است املس از جنس صدف تجفيفى قوى كند ، و اندر وى جلاست ، دندانها را سپيد گرداند .
هامش
( 1 ) - سنگى است كه از ارمنيه خيزد . ت .
( 2 ) - لازورد و لاجورد هم نوشته مىشود و بعضى لاجورد را فارسى و لازورد را معرب دانستهاند .
( 3 ) - سنگى است نيلىرنگ كه از كاشغر و اصفهان آورند .
( 4 ) - مسن بكسر ميم و فتح سين و نون مشدد آلت تيز كردن و حجر المسن سنگى است كه كارد و تيغ و مانند آن را بدان تيز كنند و به فارسى فسان و سنگساو و سنگ كارد گويند .
( 5 ) - ش : پيش از وقتش .
( 6 ) - جسمى است سفيد و گرد و سخت و در اندرونش دانهيى كه حركت مىكند ماهيت آن مجهول و محل اختلاف است .