ثيل
ثيل « 1 » لطيف است و قابض ، نزلهها « 2 » را ببرد ، و جراحتهاى تازه بهم آرد ، و تخمش سنگ اندر خايه خرد كند چون بپزند و آبش بخورند ، و ادرار البول آرد و او سرد و خشك است اندر درجهى اوّل ، و اندر او اندكى رطوبت است .
ثفل
ثفل « 3 » چون ثفل شراب بود يا سركه يا زيت ، يا روغن ، يا نفط ، و هريكى را منافع با جنس خويش گفته آيد بتمامى اندر خور هريك مختصر ان شاء اللّه .
هامش
( 1 ) - بر وزن نيل گياهى است كه فارسيش را بيدگياه نوشتهاند و صاحب مخزن گويد سه صنف است .
( 2 ) - بفتح نون ريختن فضول رطبه است از دو بطن مقدم دماغ به حلق يا سينه يا ريه .
( 3 ) - در اصل عربى بضم اول است بر وزن قفل و فارسيان در محاوره بكسر اول گويند و مراد مؤلف كتاب از آن بهطورىكه از مثالهايش مستفاد مىشود لاى آب انگور و مانند آنست كه در ته ظرف رسوب مىكند و صاحب مخزن گويد ثفل جرم چيزى است كه آب آن را فشرده باشند از ثجير غليظتر و ثجير را مىنويسد كه لاى انگور و مانند آنست .