تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
اول است ، قوّتش مانند قوّت كرنج است و ليكن غذاى كرنج از آن وى بيشتر است و يوحنّا « 1 » گويد ، كه چون بشير بپزندش ، يا به آب نخاله‌ى كرمه با روغن بادام غذايى دهد محمود ، و خشكى وى كم شود ، آن خون كه از او خيزد بد است ، و دفع مضرّتش جز بچربش بسيار نشايد كرد يا بشيرينى ، و بهترينش زردتر بود ، و چون گرم بكنند و برگويى بر اندام نهند خشك بكند ، و تحليل كند بىتبش ، و طبيعت بخاصيت ببندد ، و حصر « 2 » و عسر البول پديد آرد ، و اصلاح وى تخم كرفس است .

جلبان

جلبان « 3 » سه جنس است ، يكى كرسنه « 4 » ، و خاصيتش آنست كه چون بسيار خورند خون از ذكر بيرون آرد ، و چون آرد كرسنه با انگبين بسرشند و بخورند ، يارى دهد بيرون افكندن مادّه‌هاى غليظ را كه اندر سينه گرد آمده بود « 5 » ، و كرسنه جلا دهد و سددها بگشايد ، و بهك و برش و نمش را سود كند چون طلا كنند و جلبان خلطى به دو سوداوى پديد آورد ، و چشم را تاريك كند و سر را گنگ « 6 » گرداند ، و عصب را زيان دارد ، و خونى كه از او خيزد بد بود ، و گوشت بروياند اندر جراحت و او سرد است و خشك اندر درجه‌ى دوم ، و كرسنه گرم و خشك است اندر آخر
هامش
( 1 ) - يوحنا بن ماسويه از اطباى عصر عباسى و مترجم كتب از سريانى و يونانى به عربى رشيد و امين و مامون را تا متوكل خدمت كرده است . وى سريانى و نصرانى بوده و از مهارتش در علاج بيماران حكاياتى نقل كرده‌اند . ( 2 ) - بر وزن قفل و عنق : گرفتگى شكم ، بند آمدن شكم . ( 3 ) - فر : بر وزن قربان غله‌يى شبيه بماش كه در يزد و كرمان مىخورند مخ : خلر . ( 4 ) - فر : بر وزن زنگنه غله‌يى است كه پوست كنند و بگاو دهند . مخ : بر وزن برهنه معرب كسنك است و به فارسى كسنك و گشنى و مشنگ گاوى و گاودانه هم گويند . ( 5 ) - نص : آمد بود . ( 6 ) - فر : بر وزن سنگ : بادى است كه از سودا در بدن بهم مىرسد و خارش مىكند و تا موى را برنكنند آرام نيابد . اما در اينجا ظاهرا بمعنى گيج است كه منگ هم گويند .