باب على حرف الجيم
جاورس
جاورس « 1 » سرد و خشك است اندر درجهى اوّل ، طبيعت ببندد ، و ادرار البول آرد ، و مغص را سود كند چون گرم بر او نهى ، و همه عرضهايى را كه خواهند كه خشك كنند ، بىآنكه تبشى با او بود ، و بهترين غذاى از او آن بود كه بشير بپزند ، و روغن بادام اندر او كنند ، يا روغن شيرهى شسته يا گاو روغن بسيار ، پس آن زمان به رطوبت شير خشكى وى را معتدل گردانند ، و گاورس بر سه گونه است ، يكى گونه دخن « 2 » است ، وى اسهال سخت را ببرد و آن خونى كه از دخن گاورس خيزد نه محمود خونى باشد ، و هر دو ديرگوارند ، و گاورس بهتر از دخن است به همه حال و خوش تر نيز ، و چنان قابض نيست كه دخن ، و غذاش بيشتر است ، و اين هر دو دانه را بايد كه با چربش « 3 » بسيار خورند و با شير ، و امّا نانى كه از او كنند غذاى وى اندك است و سرد است ، و شكم ببندد ، و ادرار البول آرد ، و دخن به غذا از گاورس كمست و قبض از او بيش دارد ، و غذاى گاورس از نان كمست ، و ديوخس « 4 » گويد كه يك رطل « 5 » گاورس را بده رطل آب ببايد پختن ، و فولوطيبس « 6 » گويد كه گاورس بايد كه بپزند بعد آنكه بكوبند ، و به آب اندر آغارند و صافى گردانند ، كه اگر درستش بپزند ديرگوارتر بود ، و شكم كمتر ببندد ، و ما سرّجو « 7 » گويد كه گاورس سه جنس است ، و سرديش اندر درجهى
هامش
( 1 ) - بفتح واو معرب گاورس كه نوعى از ارزن ريزه دانه است .
( 2 ) - بضم اول و سكون ثانى : ارزن .
( 3 ) - بر وزن ارزش : چربى .
( 4 ) - نامى است يونانى يا سريانى .
( 5 ) - بفتح و كسر اول وزنى است معادل دوازده او قيه .
( 6 ) - مانند ديوخس نامى يونانى يا سريانى است .
( 7 ) - مخفف ماسرجوبه و آن نام طبيبى است سريانى كه در اوايل عصر عباسى در بصره به كار طب اشتغال داشته است ، كتاب اهرن را از سريانى به عربى نقل كرده و تاليفات مستقل هم داشته است .