تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥

باب على حرف الثّاء

ثوم

ثوم « 1 » دارويست « 2 » كه وى تندرستى را نگاه دارد از آنكه اندر وى قوّتى سدد گشاى و تحليل كن است ، و او غذا و دارويست بسيار منفعت ، و بتن خويش ترياكى « 3 » است كه هرآن چيزى كه ترياق بزرگ كه فاروق خوانندش آن چيز را منفعت كند سير نيز آن را منفعت كند ، و سير دشتى را اسقوريون « 4 » گويند ، و وى اندر خلطها به كار آيد ، و سير پذيرنده‌ى تن آدمى است ، و ناپذيرنده‌ى تن هرچه زهر دارد از اين قبل وى بترياق بوده است از هر زهرى قاتل ، و مار از او بگريزد و هيچ مطبخ را از وى خالى نبايد داشت ، و هيچ خورش را از او بپرهيز نبايد داشت ، و از او تقزّز « 5 » نبايد كردن از بهر ناخوش بوييش ، و جمله سخن اندر سير آنست كه از زيان هر داروى گرم بترسند و از زيان سير نترسند ، و همه علّتهاى سرد را سود كند ، چون فالج و لقوه ، و چون بريان كنند و بدندان اندر مالند درد دندان بنشاند ، و آن دندانى كه خورده بود بهترش كند چون دردش از سردى بود يا از باد ، و داء الثعلب را موى برآرد چون از رطوبت بود ،
هامش
( 1 ) - ش : سير است به عربى كه فوم نيز گويند . ( 2 ) - ياء نكره و وحدت باسم مختوم بواو ما قبل مضموم ملحق كرده است بدون افزودن ياء و دارويى گفتن و نوشتن . ( 3 ) - ترياك بفتح و كسر اول پازهر است كه بتعريب ترياق گويند و امروز هريك از ترياك و ترياق را در فارسى مفهومى جداگانه و معروف است . ( 4 ) - در نسخهء عكسى كاتب در ابتدا اسقورديون نوشته بعد رائى ميان واو و دال گنجانيده و بر دال اول آن قسم كه بايد خط محو نكشيده و اين دال بدال دوم چسبيده است بقسمى كه كلمه اسقورحديون خوانده مىشود و در نسخهء چاپى بدين صورت نوشته شده است [ ولى در آخر مطلب صفحهء 87 صريحا اسقورديون آمده است ] سير دشتى را به فارسى سير پيازك گويند . ( 5 ) - تنفر نمودن ، اظهار كراهت كردن .