تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
درجه‌ى اوّل ، و جلبان را بقزوين خلّر « 1 » خوانند ، و بآذربيجان كلول « 2 » ، و خراسان « 3 » گروهى ملك « 4 » گويند .

جزر

جزر « 5 » را جالينوس گويد گرم و نرم است اندر درجه‌ى اول ، و باد انگيزد « 6 » ، و باه‌انگيز است ، و ادرار البول و حيض آرد ، و مجارى بگشايد ، خاصه تخمش ، و ديرگوار است ، و چون برگش بكوبند و بر اثر ضربه نهند سود كند ، و دشتى از او ششقاقل « 7 » گويند او قويتر است بشهوت باه انگيختن ، و تن را فربه كند و سعال را كه از خشكى بود بنشاند ، و او گرم است اندر درجه‌ى سيم ، نرم است اندر درجه‌ى دوم ، و تخم او را دوقو « 8 » گويند ، شهوت جماع انگيزد ، و منى را ببسيار كند ، و نقرس آرد و اصلاحش انيسون « 9 » است ، و بهترش نكورنگ‌تر است ، و از او شربتى دو درمسنگ است ، و دوقو ادرار البول آرد ، و سنگ اندر خايه خرد كند ، همچنين بخورند يا بسايند و به آب باز خورند يا بانگبين بسرشند و بخورند ، و او سدد گشايد ، و ادرار البول و حيض آرد ، و ماننده‌ى نانخواه باشد ، و ليكن او كهتر باشد ، و اندر او تلخى و تيزى است ، و باه انگيزد
هامش
( 1 ) - فر : بر وزن هنر غله‌يى شبيه بكرسنه كه در نواحى كرمان و لرستان مىخورند و بگاو نيز مىدهند . مخ : بضم اول و تشديد لام مفتوح جلبان است . ت . ( 2 ) - در نسخه چنين نوشته شده و ظاهرا كلوك است بفتح اول كه در لغت بغله ملك كه از ماش بزرگتر است تفسير شده است . ( 3 ) - ظ : و بخراسان در عكس هم طورى است كه احتمال وجود و محو با نيز مىرود . ( 4 ) - فر : بضم اول دانه‌يى است شبيه بنخود كه عرب جلبان گويد . ( 5 ) - بر وزن قمر : معرب گزر كه زردك است . ( 6 ) - در نسخهء عكسى دال محو شده مىنمايد و احتمال « بارانگيز » نيز مىرود . ( 7 ) - فر : با دو قاف دواى شقاقل كه زردك صحرايى باشد . مخ : بعضى شقاقل را زردك صحرايى دانسته‌اند و اين اشتباه است . ( 8 ) - مخ : تخم جزربرى است كه نباتش را خرس‌گيا و بيخش را هشقاقل گويند . و اين با آنچه در خصوص شقاقل نوشته است درست نمىآيد . ( 9 ) - ش : رازيانهء رومى .