تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
را دارد ، زيرا اين غده هر قدر بيشتر فعاليت كند ، تيروكسين بيشتر ترشح نموده ، به احتراقات بدن و بر ميزان حرارت توليد شده مىافزايد ؛ كمترين كار آن وقتى است كه شخص در شرايط متابوليسم بازال قرار گرفته باشد ، يعنى به حال استراحت كامل در بسترى دراز كشيده ، و هيچ‌گونه كارهاى عضلانى و حتى فكرى نداشته و اعصابش نيز آرام است ؛ از 18 ساعت قبل غذا نخورده و معده و روده‌هايش از غذا خالى و جهاز هاضمه‌اش فعاليتى ندارد ؛ درجهء حرارت هواى اطاق معتدل بوده ، بدن نيازى بمبارزه با گرما و سرما ندارد . فرض مىكنيم چند نفر شخص سالم و طبيعى در چنين شرايطى قرار گرفته باشند ؛ مىدانيم كه بااين‌حال ميزان متابوليسم بازال همهء آنها كاملا يكسان نبوده و حد اكثر تا 10 در 100 با يكديگر اختلاف دارد ؛ آنها كه متابوليسمشان بيشتر است ، درجهء حرارت بدنشان بيشتر بوده ، و آنها كه متابوليسمشان كمتر است ، درجهء حرارت بدنشان كمتر مىباشد ؛ در بين اينها اگر شخصى كه از نظر متابوليسم بازال درست در حد وسط قرار گرفته ، و بعبارت ديگر كاملا معتدل المزاج باشد ، پوست بدن افرادى را كه متابوليسم بازال آنها اندكى بيشتر است لمس كند ، حس مىكند بدن آنها گرم است ، و اگر پوست بدن افرادى را كه متابليسم بازال آنها اندكى كمتر از مال خودش است لمس نمايد حس مىكند بدن آنها سرد است ؛ در چنين شرايطى مىتواند حكم كند كه دستهء اول گرم مزاج و دستهء دوم سرد مزاج هستند ، يعنى غدهء تيروئيد آنها بيشتر يا كمتر از ميزان متوسط كار مىكند ، و همين امر است كه گفتيم از صفات مشخصه هر فرد محسوب شده ، و در تمام مدت عمرش مقدار آن تقريبا ثابت مىباشد ، و بنابراين حس لمس در اينجا مىتواند معيار درستى براى تشخيص گرمى و سردى مزاج باشد ، و هيچ عاملى مخل اين تشخيص صحيح نيست . حال اگر تمام اين شرايط كه براى تعيين متابليسم بازال رعايت مىشود موجود باشد منهاى يكى از آنها ، مثلا اگر يكى از اين پنج نفر كه متابليسم بازالش كمتر از همه و بعبارت ديگر سرد مزاج است ، از جا برخاسته چند دقيقه حركات بدنى شديد نمايد ، در چنين حالى بر شدت احتراقات بدن و ميزان متابليسم او افزوده شده و بدنش گرمتر از همه خواهد شد ، و اگر در اين حال آن امتحان‌كننده كه گفتيم معتدل المزاج است و حس لمس او معيار تشخيص گرمى و سردى است ، بدن شخص مزبور را لمس كند گرمى درمىيابد ، و اگر ملاك تشخيص مزاج بدون توجه بشرايط مزبور صرفا بر لمس قرار گرفته باشد ، بايد حكم كند كه مزاج او گرم است ، درحالىكه مىدانيم اين حكم خطاست ، زيرا اين گرمى عارضى است ، و در اثر حركات بدنى پيدا شده ، و نبايد آن را ملاك تشخيص قرار داد ؛ همچنين فرض مىكنيم تمام شرايط متابليسم بازال موجود باشد ، جز اينكه يكى از اين پنج نفر كه سرد مزاج است ، غذاهاى خاصى تناول نمايد ؛ در اين صورت « عمل ديناميك مخصوص غذاها » ايجاد حرارت در بدن او مىنمايد ؛ براى تسريع در ايجاد اين حرارت ، كافى است يك آسيد آمينه يا گلوكز داخل وريدش تزريق شود ؛ در اين حال نيز اگر امتحان‌كننده‌اى معتدل المزاج دستش را روى بدن اين شخص بگذارد حس گرمى كرده و حكم خواهد كرد كه گرم مزاج است ، درصورتىكه اين حكم خطاست و گرماى حاصله عارضى است ؛ و در زندگى روزانه علاوه بر حركات بدنى و مصرف كردن غذاها ، عوامل ديگرى نيز از قبيل گرما و سرماى محيط و هيجانات عصبى و روحى و داروهائيكه مصرف مىشود همه و همه در تغيير حرارت توليدى و بنابراين در افزايش