سرد است ، و اگر گرمى و سردى حس نكند ، متابليسم آن شخص طبيعى بوده و مزاجش معتدل است ، و قدما از اين راه مزاجهاى گرم و سرد و معتدل را تشخيص مىدادند ؛ ولى در اينجا يك ايراد و اعتراض علمى پيش مىآيد كه وارد هم هست ، و آن اينكه حس لامسه غالبا خطا مىكند و نمىتواند معيار صحيحى براى تشخيص گرمى و سردى بدن باشد ، و اين خطاى حس لمس را در كتابهاى فيزيك امروز به اين ترتيب توضيح مىدهند كه اگر دست راست را در آب سرد و دست چپ را در آب گرم فرو برده چند لحظه نگاه داريم و سپس هر دو دست را باهم از آن آبها درآورده داخل آبى كه درجهء حرارتش متوسط بين گرم و سرد است نمائيم ، دست راست احساس گرمى كرده و از اين راه مىگوئيم اين آب گرم است ، و دست چپ احساس سردى كرده و مىگوئيم اين آب سرد است ، درحالىكه مىدانيم آب مزبور يكى بيش نيست و آن هم نه سرد است نه گرم .
علت اين خطاى حس اينست كه تشخيص گرمى و سردى اشيائى كه با حس لمس درك مىشوند بستگى مستقيم به درجهء حرارت دست لمسكننده دارد مثلا اگر طبيبى گرم مزاج بود و متابليسم بازالش بيش از حد عادى باشد و دست به بدن شخص معتدل المزاجى بزند ، چون پوست بدن خودش گرمتر از معمولى است احساس سردى خواهد كرد و حكم بسرد بودن مزاج آن شخص خواهد نمود ، درصورتىكه مىدانيم اين حكم خطاست ؛ ولى اگر طبيبى معتدل المزاج كه متابليسم بازالش به حد اعتدال است دست به بدن كسى گذاشته و حس سردى يا گرمى دريابد ، مىتواند حكم كند كه مزاج آن شخص سرد يا گرم است ، و اگر هيچ احساسى از سردى و گرمى ننمايد ، مىتواند بگويد كه آن شخص معتدل المزاج است ، و اين حكمها هم صحيح و مطابق با واقع مىباشد .
پزشكان قديم ايران به اين مسئله كه اساس تشخيص گرمى و سردى مزاج بر آن استوار است كاملا متوجه بوده ، و صريحا در كتابها به آن اشاره كردهاند ، و ما بموقع خود به بيان آن خواهيم پرداخت .
مشكل ديگرى براى تشخيص گرمى و سردى مزاج بوسيلهء حس لمس وجود دارد ، كه ما آن را در بيان اندازهگيرى متابليسم بازال شرح داديم و گفتيم كه براى تعيين حد اقل انرژى كه بدن در مدت 24 ساعت يا يك ساعت مصرف مىكند و آن را متابليسم بازال گويند بايد از عواملى كه باعث اخلال در اين اندازهگيرى مىشود احتراز كرد ؛ در اينجا نيز عينا همان عوامل موجود است و بايد از آنها احتراز نمود ، زيرا تعيين مزاجهاى گرم و سرد و اندازهگيرى متابليسم بازال در حقيقت يك عمل است كه با دو روش انجام مىگيرد .
يكى از صفات مشخصهء آدمى كه مابهالامتياز بين افراد بشر است ، متابليسم بازال مىباشد ، و آن عبارت از مقدار انرژى است كه بدن در يك ساعت و يا در 24 ساعت براى انجام اعمال حياتى خود ، يعنى كار قلب و عضلات تنفسى و غدد و سلولها به مصرف مىرساند ؛ اين انرژى از تبديل انرژى شيميائى مواد غذائى ذخيره شده در سلولهاى بدن به انرژى حرارتى بوجود مىآيد ؛ مقدار حرارت حاصله كه بحسب كالرى تعيين مىشود در هر فرد ثابت بوده و نماينده شدت احتراقات و سرعت اكسيداسيونهاى سلولى است ؛ زمام اين امر در دست غدد مترشح داخلى مخصوصا تيروئيد مىباشد كه بمنزلهء كاربوراتور در يك اتومبيل است ؛ هر قدر بنزين از كاربوراتور بيشتر داخل سيلندرها شود ، احتراق شديدتر و حرارتى كه توليد مىشود بيشتر خواهد بود ؛ تيروئيد نيز همين حكم
اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: سيد جواد مصطفوى
ص٦٩