نتيجهاش همان اختلاف 10 در 100 متابليسم بازال در اشخاص بوده و اختلالى در اعضاء و جهازات بدن پيدا نمىشود ؛ اما اگر اين اختلاف بيشتر و غلبهء عمل بعضى از غدد شديدتر شود اختلالاتى كم و بيش شديد عارض مىگردد .
كسانى كه غدد فوقالذكر و مخصوصا تيروئيد در آنها زيادتر از عادى كار كند ، متابوليسم بازالشان زيادتر از حد طبيعى ، و اشخاصى كه اين غدد و مخصوصا تيروئيد در آنها كمتر از ميزان عادى فعاليت نمايد متابوليسم بازالشان كمتر از حد طبيعى خواهد بود ، و چون متابوليسم بازال نمايندهء شدت احتراقات بدن ، يعنى شدت اكسيداسيونهاى سلولى است ، بنابراين كسانى كه متابوليسم بازال در آنها زيادتر از ميزان طبيعى است ، بدن آنها در واحد زمان حرارت بيشترى توليد كرده ، و بالنتيجه درجهء حرارت بدنشان اندكى بيش از ساير اشخاص مىباشد ، و در هيپرتيروئيديسم - شديد ديده شده است كه درجهء حرارت بدن به 38 و گاهى به 39 و حتى بيشتر هم مىرسد بدون اينكه تب عفونى در كار باشد ، و اگر دست به بدن اين قبيل اشخاص بزنيم ، گرماى زائد از اندازهء طبيعى را به نسبتى كه درجهء حرارت بالا رفته است كموبيش حس مىكنيم ؛ مثلا اگر بدن كودك خردسالى را لمس نمائيم ، بطور محسوس گرمتر بودن او را نسبت به اشخاص بزرگسال و مخصوصا كسانى كه در سن كهولت و پيرى هستند احساس مىكنيم زيرا متابوليسم بازال در كودكان بيشتر است ، و به نسبتى كه سن بالا مىرود كم مىشود ؛ و همچنين اگر گنجشگى را بدست بگيريم حرارت فوقالعادهء بدن آن را به خوبى احساس مىكنيم ، زيرا متابوليسم بازال در گنجشگ بمراتب بيش از انسان و حيوانات پستاندار و طيور مىباشد .
در كسانى كه نارسائى تيروئيد يا نارسائى هيپوفيز و سورنال دارند ، شدت احتراقات بدن كمتر ، و سرعت اكسيداسيونهاى سلولى آنها بطئىتر بوده ، متابوليسم بازالشان كمتر از عادى است ؛ به اين جهت اگر بدن اين قبيل اشخاص را لمس كنيم ، به نسبتى كه درجهء حرارت در آنان كمتر است ، به همان نسبت احساس سردى در لامسهء خود مىكنيم .
از آنچه ذكر شد ، بطور اجمال آثار حياتى حرارت در بدن انسان ، و لزوم شناسائى حد اقل حرارت توليد شده كه بنام متابوليسم بازال موسوم است معلوم گرديد ؛ اكنون گوئيم پزشكان قديم ايران به اهميت حرارت در اعمال حياتى بدن به خوبى واقف بوده ، و مخصوصا به مفهوم متابوليسم بازال كاملا پى برده بودند ، و كسانى را كه متابوليسم بازال در آنان بيش از حد طبيعى مىباشد ، صاحب مزاج گرم و كسانى را كه متابوليسم بازال كمتر از ميزان عادى است داراى مزاج سرد ، و افرادى كه متابوليسم بازالشان متوسط است معتدل المزاج مىناميدند .
علائمى كه قدما براى مزاجهاى گرم و سرد قائل بوده ، و بتفصيل هرچه تمامتر در كتب طب قديم ديده مىشود ، كاملا با علائمى كه امروزه در كتابها براى شدت و ضعف عمل غدهء تيروئيد ، هيپوفيز ، سورنال و بيضه ذكر شده و شدت عمل همهء اين غدد باعث افزايش و ضعف عمل آنها سبب كاهش متابوليسم بازال مىشود مطابقت دارد .
براى اثبات اين مطلب كه منظور قدما از گرمى مزاج آن چيزيست كه امروزه با هيپر تيروئيدى تطبيق مىكند ، و مقصودشان از سردى مزاج همانست كه در طب امروز بنام هيپو
اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى ) — صفحة 62
مساهمون: سيد جواد مصطفوى
ص٦٢