Organique , Animal , Intellectuel
به كار مىرود ؛ و چنان كه مىبينيم نام اين سه دستگاه و اعمال آن در كامل الصناعه بنام نفسانى بمعنى
( Intellectuel )
حيوانى بمعنى
( Animal )
و طبيعى بمعنى
( Organique )
ديده مىشود .
2 - در كتاب علم الغدد جلد 1 صفحهء 151 مىنويسد :
« ارتشاح نسج زير جلدى در همه جاى بدن ديده مىشود ؛ در سينه و در حفرهء ترقوه به شكل تودهء چربى ، در شكم به شكل يك پيشبند ، و در اطراف عاليه و سافله به شكل آماس و ورم جلوه مىكند . »
در كامل الصناعه در يك عبارت كوتاه مىنويسد « كثرة الشحم و قلة اللحم » يعنى زيادى پيه و كمى گوشت بدن .
3 - در علم الغدد صفحهء 153 مىنويسد :
« كمخونى چه از لحاظ شمارهء گلبولها و چه از لحاظ مقدار هموگلوبين ديده مىشود »
و باز در همان صفحه مىنويسد : « خون جريان طبيعى ندارد و علت كبودى ( سيانوز ) چهره و پايان اندامها از آنجاست » .
و در كامل الصناعه مىنويسد : « و بياض اللون و كمودته ان كان البرد مفرطا » يعنى سپيدى رنگ بدن ( كه علامت كمخونى است ) و تيرگى آن ( كه همان سيانوز باشد ) هرگاه سردى مزاج زياد باشد .
4 - در علم الغدد صفحهء 153 :
« حرارت بدن پائين است و بين 36 و 37 درجه نوسان دارد »
و در كتاب « بيماريهاى غدد مترشح داخلى » تأليف سزارى مىنويسد :
« اين بيماران هيپوترمى دارند و درجهء حرارت بدن آنها گاهى تا 35 درجه هم تنزل مىنمايد »
و در كامل الصناعه مىنويسد : « و اذا لمس وجد باردا » « اگر بدن را لمس كنيم آن را سرد مىيابيم »
5 - كتاب علم الغدد صفحهء 153 :
« بدن بكمترين سرمائى حساس است
Frilosite
»
ابن سينا در كتاب قانون ضمن بيان علائم گرمى و سردى مزاج مىنويسد :
« و اما السادس فهو جنس الدلايل الماخوذة من سرعة انفعال الاعضاء فانه كان العضو يسخن سريعا فهو حاد المزاج و ان كان يبرد سريعا فالامر بالضد »
يعنى ششمين دليل براى شناختن مزاجها « سرعت واكنش اعضاء بدن » است ؛ اگر در برابر گرما زود متأثر شود علامت گرمى مزاج و اگر از سرما زود متأثر گردد ، علامت سردى مزاج است .
براى توضيح بيشتر در اينباره به كتاب علم الغدد مراجعه مىكنيم . در جلد 1 صفحهء 19 ضمن علائم « زيادى ترشح تيروئيد » كه مطابق با گرمى مزاج است مىنويسد :
« افزايش متابليسم با افزايش توليد حرارت همراه است ، و ازآنرو مىتوان فهميد كه چرا