يا رگ زده باشند و در خواب از آن جراحت يا از آن ريش يا از سر رگ خون گشاده شود و تن او آلوده گردد و در آن حال خبر ندارد مگر پس از زمانى كه ترى بيابد و خون سرد شود از بهر آنكه حرارت خون و حرارت آنچه از جراحت و از ريش گشاده شود مزاج تن مردم دارد و تن مردم حس لمس چيزى كه مزاج او دارد نيابد و تا گرمتر و سردتر از وى نگردد از لمس آن خبر ندارد آفريدگار تبارك و تعالى پوست مردم را باعتدال راستين نزديكتر كرد تا دستور او باشد بدريافتن و خبر دادن از چگونگى چيزهاى بسودنى و از بهر اينست كه مردم گرمى و سردى و نرمى و درشتى چيزها را به كف دست آزمايند خاصه بسر انگشت از بهر آنكه اين پاره از پوست او معتدلترست و چون حاكمى است كه به هيچ سوى ميل نكند تا هر چيزى را كه بسوى او ميل كند بشناسد زود و حكم كند كه آن چيز چگونه است و از اعتدال چند بگشتست و اين عنايتى بزرگ است از آفريدگار تبارك و تعالى تا چون گرمى و سردى هوا به پوست او رسد خويشتن را از هر دو نگاه دارد و تدبير آن بسازد و چون اندامهاى گرم مردم را و اخلاط را كه اندر تن اوست با پوست سر انگشت قياس كنند دل او گرمتر از همه باشد پس خون كه اندر شريانها باشد پس جگر پس صفرا پس خون كه اندر رگهاى ديگر باشد پس گوشت پس رگهاى شريان پس رگهاى ديگر پس پوست و چون « 1 » اندامهاى سرد را و اخلاط را به آن قياس كنند بلغم
هامش
( 1 ) - امروزه بوسيله سوزنهاى ترموالكتريك كه حساسترين آلت براى تعيين درجات حرارت مىباشد اختلاف درجه حرارت اعضاء مختلفهء بدن را تعيين كردهاند ، مثلا يكى از سوزنهاى مزبور را در شريان رانى يك طرف و ديگرى را در وريد رانى طرف ديگر قرار داده و ملاحظه كردهاند كه خون شريانى نيم درجه گرمتر از خون وريدى است همين آزمايش را پزشكان قديم با لمس پوست سر انگشت به عمل آورده و خون شريانى را گرمتر از خون وريدى يافتهاند ، ولى قدما قلب را گرمترين اعضاء بدن مىدانستند درصورتىكه امروزه كبد را گرمتر مىدانند ، ناگفته نماند كه اختلاف درجات حرارت بين قلب و كبد ناچيز است زيرا خونى كه از كبد بوسيله وريد فوق كبدى خارج مىشود به علت فعاليت كبد گرمترين خونست و اين خون بلافاصله بوسيله وريد اجوف داخل قلب راست مىشود ؛ قلب به علت گرماى اين خون و هم به علت انقباضات پى در پى درجهء حرارتش خيلى نزديك بدرجهء حرارت كبد مىباشد بهطورىكه اختلاف آنها نامحسوس است .