سردتر از همه باشد پس موى پس استخوان پس غضروف و غضروف چيزى است نرمتر از استخوان و سختتر از پى و بر سر شانهء دست و بر سر استخوان سينه و بر سر استخوان پهلوها پيداتر باشد پس رباط « 1 » پس وتر « 2 » پس غشاء « 3 » پس عصب پس نخاع پس دماغ و شرح اين نامها از جزو دوم از گفتار چهارم كه اندر شناختن عضلههاست گفته آيد ان شاء اللّه تعالى و چون اندامهاى تر و اخلاط را با سر انگشتان قياس كنند نخست بلغم است « 4 » پس خون « 5 » پس دماغ « 6 » پس فربهى پس شش پس جگر پس سپرز پس گوشت عضله پس گوشت گرده پس گوشت دل و چون اندامهاى خشك را با آن مقايسه كنند نخست موى است پس استخوان پس غضروف پس رباط پس وتر پس غشاء پس رگ پس عضلهاى حركت پس دل پس عصبهاى حس و حركت . از اينجا توان دانست كه از تن مردم دل گرمتر است و بلغم سردتر و هم بلغمتر تر است و موى خشكتر و هرگاه كه نهاد و پيوند اندامهاى مركب چون دست و پاى و غير آن درست باشد و مزاج اندامهاى يكسان همه باعتدال باشد قوت همهء اندامها و كار آن درست و تمام آيد و هرگاه كه نهادى يا مزاجى بگردد بدان اندازه خللى در قوت و در كار آن اندام پديد آيد و نهاد اندامهاى مركب آنوقت درست باشد كه مزاج اندامهاى يكسان معتدل باشد پس از اينجا توان دانست كه تندرستى را و درست اندامى را و تمامى كار هر اندامى را سبب نخستين آنست كه مزاج اندامهاى يكسان همه معتدل باشد باعتدالى خاصه كه هريك را هست و هرچه از آن اعتدال بگردد همه سستى و بيمارى و نقصان باشد .
باب 2 - اندر شناختن مزاج سالهاى عمر و شناختن مرگ طبيعى
عمر مردم بر چهار بخش است :
هامش
( 1 ) -Ligamentاست .
( 2 ) -Tendonاست .
( 3 ) -Aponevroseمىباشد .
( 4 ) - بلغم يا لنف داراى 8 / 95 در 100 آبست ( شيمى طبى تأليفDesgrez)
( 5 ) - خون داراى 1 ر 79 در 100 آبست .
( 6 ) - مغز داراى 75 در 100 آبست و بهطورىكه مىبينيم ترى در بلغم و خون و مغز به ترتيب كم مىشود .