كمتر مىشود تا آخر عمر و اين كاهيدن گرمى پس از سى و پنج سالگى ضرورى است از بهر آنكه مايهء گرمى ترى است چنان كه مايهء فروغ چراغ روغن است چون روغن كمتر مىشود فروغ چراغ كمتر مىشود پس همچنين بسبب آنكه تريهاى اصلى را لختى هوا مىستاند و لختى را گرمى اصلى خرج مىكند چنان كه فروغ چراغ روغن را و لختى بحركتها و كارها كه مردم كنند مىگدازد و خرج مىشود و لختى بانديشهها و غمها خشك مىشود و لختى بشاديها تحليل مىپذيرد و پراكنده مىشود و اين خرجها پيوسته مىباشد و از غذاها بدل آن تمام بجاى باز نمىشود از بهر آنكه هرچند روزگار برميآيد گواريدن طعام كمتر مىشود و چون گواريدن كمتر باشد بدل آنچه خرج شده باشد نشود و بجايگاه باز نرسد لكن ترى غريب مىافزايد و گرمى كمتر مىشود تا بيكبار حرارتى اندك را كه مانده باشد هم از روى آنكه اين ترى بسيار باشد و اين حرارت سخت اندك و هم از روى آنكه آن ترى بطبع ضد آن حرارت است آن را فروگيرد و فروميراند بدين سبب واجب است كه تن مردم هميشه پايدار و زنده نماند و آخر بميرد و اين مرگ را طبيبان مرگ طبيعى خوانند .
مزاجها و اهميت آن در تشخيص و درمان بيماريها
مسئلهء مزاج يكى از مهمترين مباحث پزشكى قديم را تشكيل مىداده ، و طى قرون و اعصار هيچگاه ارزش و اعتبار خود را از دست نداده ، و اكنون نيز كه روش و اصول طب قديم در ايران به كلى متروك گرديده ( در بعضى از كشورهاى آسيائى ، مخصوصا در پاكستان ، هندوستان و بعضى جاهاى ديگر ، دانشكدههائى مخصوص تدريس طب قديم ايران و يونان دائر ، و بيمارستانها و درمانگاههائى وجود دارد كه فقط با روش معالجات قدما بيماران را درمان مىكنند ) ، بااينحال هنوز موضوع مزاج ، مخصوصا گرمى و سردى در اذهان عمومى رواج داشته ، و طبقات مختلف مردم به آن ايمان و اعتقاد دارند ، و فقط عدهاى از اطبا بواسطهء عدم اطلاع از حقيقت علمى آن ، غالبا با تعصب خاصى ، كسانى را كه معتقد بگرمى و سردى مزاج هستند مسخره كرده ، و اين قضيه را در رديف اوهام و خرافات ، و از تراوشات فكرى پيرهزنان بيسواد مىدانند . از بيست سال پيش به اين طرف ، كسانى از دانشجويان دانشكدههاى پزشكى و داروسازى ، و يا برخى از پزشكان و داروسازان درصدد برآمدند ، موضوع مزبور را تجزيه و تحليل كرده و براى گرمى و سردى مزاج ، و غذاهائى كه در اذهان عمومى به گرم و سرد معروفند تفسير علمى پيدا كنند ، ولى آنچه در نوشتههاى آنان بررسى و موشكافى به عمل آمد ، معلوم گرديد كه كمتر بحقيقت پى برده و اكثر آنها در نظرات خود راه خطا پيمودهاند ، تنها علت