تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦

باب 1 - اندر ياد كردن مزاج كه چه چيز است و چگونه پديد آيد

ببايد دانست كه هر جسمى كه فروسوى كرهء ماهست آميخته و سرشته است از چهار مايه كه آن را اركان گويند و عناصر نيز گويند و هر مايه را كيفيتى است و كيفيت بپارسى چگونگى باشد و حكما اين كيفيت را صورت گويند و طبيعت نيز گويند « 1 » و كيفيت‌ها هر چهار ضد يكديگرند « 2 » و گوهر همهء مايه‌ها يكسانست « 3 » و هر چهار بدين كيفيت‌ها مخالف يكديگراند و كيفيت‌ها اثركننده است « 4 » و گوهرها
هامش
( 1 ) - مثلا مىگويند طبيعت خاك سرد و خشك ، طبيعت آب سرد و تر ، طبيعت هوا گرم و تر و طبيعت آتش گرم و خشك است . ( 2 ) - گرمى ضد سردى و ترى ضد خشكى است . ( 3 ) - يعنى كليهء اجزاء عناصر مشابه يكديگرند ( 4 ) - از چهار كيفيت كه گرمى و سردى و ترى و خشكى باشد ، فقط دو كيفيت گرمى و سردى اثركننده ( يا فاعل ) است ، مثلا حرارت آتش يخ را ذوب كرده و آب را داغ و سپس تبديل ببخار مىنمايد ، و اگر ميله آهنى را حرارت دهيم بر طول آن افزوده مىگردد ؛ همچنين سرما در كائنات اثر دارد ، زيرا بطور محسوس مىبينيم كه برودت باعث انجماد آب شده و در فصل زمستان آثارى كه از سرماى هوا پيدا مىشود بر همه مشهود است ؛ ولى خشكى و ترى ( و بعبارت ديگر جامد و سيال بودن ) كه دو كيفيت ديگر هستند تأثيرى در اجسام نداشته و نمىتوانند باعث تغيير آنها شوند ، بلكه خودشان تحت تأثير حرارت و برودت قرار مىگيرند ، به اين معنى كه حرارت مثلا ، جامد بودن را از آهن سلب كرده و آن را مىتواند مايع كند ، درصورتىكه جامد بودن آهن نمىتواند منشأ اثرى در اجسام باشد ، به اين جهت مىگويند كه گرمى و سردى فاعلند و ترى و خشكى منفعلند . ابن سينا در كتاب شفا ( فن سماع طبيعى ) مىگويد ( به صفحهء 729 ترجمهء آن مراجعه شود ) : « كيفيات ملموس اولى ( كيفياتى كه با حس لمس درك مىشوند و بر كيفيات ديگر مقدم هستند ) چهار است كه دوتاى آنها يعنى گرمى و سردى فاعلند و بواسطهء فاعل بودن ، آنها را بفعلشان تعريف مىكنند و مىگويند گرمى آنست كه اجسامى را كه مختلفند از هم جدا مىكند و اجسامى را كه متشابهند باهم جمع مىكند و اين خاصيت آتش است و سردى آنست كه اجسام متشابه و غير متشابه را باهم جمع مىكند و اين خاصيت آبست و دو كيفيت ديگر از اين چهار كيفيت يعنى ترى و خشكى منفعلند و بواسطهء منفعل بودن تعريفشان بانفعالشان مىشود و مىگويند ترى كيفيتى است كه بواسطهء او جسم به آسانى محصور مىشود و شكل جسمى را كه بر او احاطه دارد مىپذيرد و به زودى هم ترك شكل مىكند ( تعريفى است كه امروز در كتابهاى فيزيك از جسم مايع يا سيال مىكنند ) و خشكى كيفيتى است كه بواسطهء او جسم بدشوارى محصور مىشود و از غير خودش بدشوارى قبول شكل مىكند و بدشوارى هم آن را ترك مىكند ( تعريف جسم جامد در كتابهاى فيزيك امروز ) و ازاين‌روست كه دو جسم تر بواسطهء تماس به آسانى بهم مىيچسبند و تا وقتىكه تماسشان محفوط است جدا شدنشان -
اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى ) — صفحة 46 | سيد جواد مصطفوى / اسماعيل الجرجاني ( زين الدين ) / سيد جلال مصطفوى